کارکنان مبتکر و مديران |
گاهي اوقات مشاهده مي شود که برخي از افراد، تيم هايي خودجوش تشکيل مي دهند تا کارهاي بزرگي انجام دهند و تغييراتي در سازمان خود پديد آورند. مديريت، به جاي آنکه به اين افراد
اجازه بدهد ايده هاي خوب خود را مطرح نموده، تجارب تازه اي کسب کنند، مانع آنها مي شود و به آنها ديکته مي کند که کارها را چگونه انجام دهند. اين، نشان دهنده ضعف مديريت است.
چنين برخوردي، روحيه افراد را خراب مي کند، باعث بي تفاوتي و دلسردي مي شود، و موجب دوباره کاريهاي بيهوده مي گردد. از همه بدتر، پاسخگو بودن افراد را از ميان مي برد.
ژنرال George S. Patton گفته است: "هرگز به افراد نگوييد چگونه کارها را انجام دهند. به آنها بگوييد چه کاري را انجام بدهند و آنها با ابتکار خود، شما را متعجب خواهند ساخت".
در پايان، به مديران توصيه مي شود که: "اگر افراد براي انجام کاري پيشقدم شدند، از سر راه آنها کنار برويد".
|
| مديريت تيم پروژه |
مدير پروژه براي مديريت تيم پروژه بايد از مهارت هاي تحليلي و سازماني در سطح عالي برخوردار باشد. برخي از مهارت هاي رهبري و مديريت که لازم است مورد توجه قرار گيرند، عبارتند از:
- روشن نمودن نقش هريک از اعضاي تيم پروژه
- تعيين اهداف تيمي و فردي
- پايش و اندازه گيري عملکرد تيمي و فردي
- ارائه بازخورد عملکرد تيمي و فردي
- حل ريشه اي ناسازگاري هاي مابين اعضاي تيم
- تفويض مسئوليت ها و وظايف
- ايجاد انگيزه با استفاده از ترکيب پاداش هاي مرتب و موردي
- توسعه مهارت هاي اعضاي تيم
- تعليم و تربيت اعضاي تيم
حصول اطمينان از درست بودن ترکيب اعضاي تيم پروژه، نکته بسيار حائز اهميتي است.
اگر تيم پروژه شما گرفتار ناسازگاري هاي بي حاصل شده است، اعضاي تيم را گرد هم آوريد و اصول اوليه اي را که بايد بر رفتار آنها حکمفرما باشد، براي آنها روشن کنيد و توافق آنها را جهت پذيرش اين اصول جلب نماييد.
اين اصول اوليه بايد دربرگيرنده پنج حوزه کليدي عملکرد تيمي باشد که موارد زير را شامل مي گردد:
- جلسات تيمي
- کار تيمي
- ارتباطات تيمي
- ارتباطات اعضاي تيم
- تصميم گيري تيمي
|
بهترين روش موفقيت، عمل کردن به توصيه هايي است که به ديگران مي کنيد.
|
| مهمترين واژه هاي کسب و کار (قسمت آخر) |
به پرسش و پاسخ هاي زير توجه کنيد:
- هنگامي که شخصي قول مي دهد اقداماتي را انجام دهد اما نمي تواند به قول خود عمل کند، چه اتفاقي مي افتد؟ اعتماد شما را از دست مي دهد.
- اگر شما يکي از اعضاي تيم پروژه باشيد اما نتايج موردانتظار پروژه، هيچگاه براي شما شفاف نشده باشد، به چه معني است؟ نشان دهنده عدم وجود ارتباطات است.
- اگر پيمانکاري متعهد به تحويل اقلام قابل تحويل مورد توافق بشود اما نتواند آنها را تحويل دهد، چه اتفاهي رخ خواهد داد؟ ممکن است شما درستکار بودن آنها را مورد سؤال قرار دهيد.
- اگر شما فهرست بلندي از اولويت ها داشته باشيد اما ندانيد که واقعاً کداميک ازآنها در اولويت قرار دارند، چه مي شود؟ اين، به معني ضعف ارتباطات است.
- اگر رئيس شما تمامي اقدامات روزانه را به شما ديکته کند و اجازه ندهد که از خلاقيت و ابتکار خود استفاده کنيد، به چه معني خواهد بود؟ رئيس شما اين ظرفيت را ندارد که به شما اعتماد کند.
- هنگامي که اقدامات متقابل پيچيده بين افراد تيم، همواره شفاف است اما براي مرتبط ساختن اين اقدامات، تلاش چنداني صورت نمي گيرد، نشانه چيست؟ تيم از مهارت هاي ارتباطي استفاده نمي کند.
- هنگامي که توجه به حضور فيزيکي افراد، متوقف گرديده، دستيابي به نتايج تعيين شده، مورد توجه قرار مي گيرد، چه اتفاقي مي افتد؟ فرهنگ اعتماد و ارتباطات صحيح، برقرار مي گردد.
- اگر کنترل تغييرات، صرفاً در ارتباط با نتايج موردنظر اِعمال شود و کارکنان جهت هم محور ساختن اقدامات مجزايي که منجر به دستيابي به آن نتايج مي گردد،
آزادي عمل داشته باشند، چه روي مي دهد؟ فرهنگ اعتماد و ارتباطات صحيح، ايجاد مي شود.
اينکه گفته شود اعتماد و ارتباطات، مهم هستند، کافي نيست. اگر به تفاوت ميان فعاليت هاي ناشي از تجزيه نتايج و فعاليت هاي ناشي از ترکيب اقدامات توجه نشود، اعتماد و ارتباطات از ميان خواهند رفت؛
در حالي که با درک صحيح اين تفاوت و استفاده مناسب از آن، مي توان اعتماد را ايجاد نمود و ارتباطات را بهبود بخشيد.
بدين ترتيب، مي توان نتيجه گرفت که "نتايج" و "اقدامات" مهمترين واژه هاي کسب و کارند.
|