داستان رز |
استاد در اولين جلسه دانشگاه از ما خواسته بود كسي را بيابيم كه تا به حال با او آشنا نشده ايم. در جستجوي چنين فردي، ايستادم و به اطراف نگاه کردم. در آن هنگام دستي به آرامي شانه ام را لمس نمود.
برگشتم و خانم مسن كوچكي را ديدم كه با خوشرويي و لبخند به من نگاه مي كرد. او خود را رز معرفي کرد و گفت که 87 سال دارد.
پرسيدم: "چطور شما در اين سن به دانشگاه آمده ايد؟"
به شوخي پاسخ داد: "من اينجا هستم تا يك شوهر پولدار پيدا كنم؛ ازدواج کنم و يك جفت بچه بياورم؛ سپس بازنشسته شوم و به سفر بروم."
گفتم: "نه، جداً چه چيزي باعث شده؟".
او گفت: "هميشه رؤياي داشتن تحصيلات دانشگاهي را داشتم و حالا رؤياي من تحقق مي يابد."
پس از كلاس به اتفاق کمي قدم زديم و با هم كافه گلاسه خورديم و بدين ترتيب، دوستي ما آغاز گرديد. او در طول يك سال شهره كالج شد و به راحتي هرجا كه مي رفت، دوست پيدا مي كرد. در پايان آن ترم از رز
دعوت كرديم تا در ميهماني ما سخنراني کند. من هرگز حرف هاي او را فراموش نخواهم كرد. وقتي او را معرفي كردند، در حالي كه به سوي جايگاه مي رفت، تعدادي از برگه هاي متن سخنرانيش بر روي زمين افتاد.
آزرده و كمي دست پاچه به سوي ميكروفون برگشت و با سادگي گفت: "عذر مي خواهم، من بسيار وحشت زده شده ام؛ بنابراين سخنراني خود را ايراد نخواهم كرد، اما به من اجازه بدهيد كه تنها چيزي را كه
مي دانم، به شما بگويم". سپس گلويش را صاف کرد و گفت: "ما بازي را متوقف نمي كنيم چون كه پير شده ايم؛ ما پير مي شويم زيرا كه از بازي دست مي كشيم. تنها يك راه براي جوان ماندن، شاد بودن
و دستيابي به موفقيت وجود دارد؛ شما بايد بخنديد و هر روز رضايت پيدا كنيد. ما عادت كرده ايم كه رؤياهايي داشته باشيم. وقتي رؤياهاي خود را از دست مي دهيم، مي ميريم. انسان هاي زيادي در اطراف ما
پرسه مي زنند كه مرده اند و حتي خود نمي دانند. تفاوت بسيار بزرگي بين پير شدن و رشد كردن وجود دارد؛ اگر من كه 87 ساله هستم براي مدت يك سال بدون هيچ كار ثمربخشي در تخت خواب بمانم، 88 ساله
خواهم شد. هركسي مي تواند پير شود. پير شدن نياز به هيچ استعداد خدادادي يا توانايي خاصي ندارد، اما رشد كردن هميشه با يافتن فرصت ها براي تغيير همراه است. متأسف نباشيد.
يك فرد سالخورده معمولاً براي كارهايي كه انجام داده تأسف نمي خورد؛ بلکه براي كارهايي كه انجام نداده است، متأسف مي شود."
در پايان سال، رز دانشگاه را به اتمام رساند و يك هفته پس از فارغ التحصيلي، با آرامش در خواب فوت كرد. بيش از 2000 دانشجو در مراسم خاكسپاري او شركت كردند، به احترام خانمي شگفت انگيز كه
با عمل خود به ديگران آموخت كه هيچ وقت براي تحقق همه آن چيزهايي كه مي توانيد باشيد، دير نيست.
|
| معماي شماره 6 چوب کبريت ها |

پلي بين مربع بيروني و مربع دروني ايجاد کنيد. فاصله بين دو مربع به اندازه طول يک چوب کبريت است و جاي بيشتري براي تشکيل پل وجود ندارد. دو چوب کبريت نمي توانند در امتداد يک خط مستقيم
قرار گيرند زيرا قرار دادن تکيه گاه در محل اتصال آنها مجاز نيست. حداقل چند چوب کبريت ديگر براي ايجاد اين پل لازم است؟
|
پاسخ معماي شماره 5 چوب کبريت ها
|
| جدول شماره 8 |
- پذيرفتن مسئوليت يک فرد، فعاليت، نياز و غيره، و انجام اقدامات در ارتباط با آن.
- بخش فيزيکي يک سيستم که شامل اجزاء الکتريکي، الکترونيکي، الکترومکانيکي و مکانيکي مي شود.
- هزينه اقدامات اصلاحي که به درخواست خريدار انجام مي شود و براساس مفاد قرارداد مي توان از تأمين کننده دريافت نمود.
- يک فعاليت يکپارچه يا خلاصه که از به هم پيوستن تمامي فعاليت هاي مرتبط، حاصل شده و در سطح خلاصه، نشان داده مي شود.
- نمايش گرافيکي فعاليت ها يا گره ها و وابستگي هاي ميان آنها.
- هدفي که بايد بدان دست يافت؛ نشانه اي جهت شليک به آن.
|
پاسخ جدول ويژه
|