پيش بيني جريان نقدينگي |
پيش بيني جريان نقدينگي به شما کمک مي کند تا مدلي از مسير حرکت نقدينگي در داخل يک پروژه يا سازمان بسازيد. اين کاربه شما امکان مي دهد تا از قبل دريابيد که آيا فروش و درآمدي که پيش بيني
کرده ايد، هزينه هاي عملياتي را پوشش خواهد داد يا خير. همچنين شما را قادر مي سازد تا ميزان سودآوري يک پروژه را نسبت به تلاشي که بايد براي آن انجام پذيرد، تجزيه و تحليل کنيد.
انجام پيش بيني جريان نقدينگي بر روي يک نرم افزار صفحه گسترده، اين امکان را براي شما فراهم خواهد ساخت که تأثير عوامل مختلف مؤثر بر پيش بيني را بررسي نماييد.
اگر ساختار درستي را طراحي کنيد، مي توانيد تأثير تغيير هر يک از عوامل را فوراً مشاهده نماييد.
معمولاً پيش بيني جريان نقدينگي داراي ساختاري استاندار به شکل يک جدول مي باشد که هر ستون از جدول، يک دوره زماني را نشان مي دهد و هر رديف، نشان دهنده يک حرکت نقدينگي،
مانند: فروش يک محصول، هزينه هاي فروش، مخارج ويژه، و غيره، مي باشد. البته شما مي توانيد ساختارهاي ديگري را نيز بسته به نياز پروژه يا سازمان خود طراحي نماييد.
|
| فرار از دام "بله" |
تاکنون چند بار در اثر مشغله زياد، مجبور شده ايد محدوديت هاي زماني، To Do List ها، و يا انتظارات و خواسته هاي خود را ناديده بگيريد و در همين هنگام، شخصي از شما درخواست کمک کرده است؟
در چنين موقعيتي پاسخ شما کداميک از موارد زير خواهد بود:
- "نه، متأسفم، در حال حاضر مشغله زيادي دارم." يا
- "بسيار خوب، ببينم براي شما چه کاري مي توانم انجام دهم."؟
اگر "بله" پاسخي مناسب نباشد، فکر مي کنيد با گفتن آن، چه پيغامي را به ديگران مي دهيد؟
شما در دام "بله" گرفتار مي شويد زيرا مي خواهيد ديگران بدانند:
- بسيار کارآمد و توانا هستيد،
- قابل اعتماد و اطمينان هستيد،
- وجود شما ضروري است،
- هرچه را بخواهيد به سادگي به دست مي آوريد،
- سختکوش هستيد ولياقت دستمزدي را که دريافت مي کنيد، داريد.
اما آيا هنگامي که پاسخ "بله" مي دهيد، آنچه ديگران درمي يابند، واقعاً همين است؟ يا احتمالاً به شما به عنوان روشي مطمئن براي انجام کارهايشان با کمترين اعتراض و کمترين نياز به مذاکره مي نگرند؟
شما با گفتن "بله"، ناخودآگاهانه به خود و ديگران مي گوييد:
- براي وقت خود ارزش قائل نيستيد.
- براي اهداف و نيازهاي خود ارزش قائل نيستيد.
- گزينه اي آسان و بدون محدوديت هستيد.
- به خود احترام نمي گذاريد، پس چرا ديگران اين کار را بکنند؟
مهمترين گزينه اي که هريک از ما در اختيار داريم، انتخاب اولويت هايمان است. آنچه انجام مي دهيم و نتايجي که به دست مي آوريم، نتيجه مستقيم انتخاب ها و اولويت هاي ما در کارها و پروژه هايي است که با آنها مواجهيم.
اگر فکر مي کنيد "نه" پاسخي مناسب است، آن را مؤدبانه، محکم و با اطمينان ادا کنيد؛ و ببينيد که چقدر احساس بهتري خواهيد داشت.
|

"من همه داروهاي ضدافسردگي را امتحان کرده ام؛ تنها دارويي که مؤثر به نظر مي رسد، پول است."
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (9) |
Core Problem: مهمترين و مرکزي ترين مسئله منجر به اقدام که ممکن است شناسايي آن دشوار باشد.
Cost-benefit Analysis: تجزيه و تحليلي که با اندازه گيري هزينه و سود يک عمل برمبناي واحدي مشترک
(معمولاً از واحدهاي پولي استفاده مي شود)، تعيين مي کند که آيا هزينه آن عمل، ارزش سود حاصل از آن را دارد يا خير.
Covaries: احتمال متفاوت بودن دو احتمال، بسته به ميزان وابستگي آنها.
Criteria Weight: يک مقدار کمي که نسبت اهميت معيار را مشخص مي سازد.
Criteria: مفهومي که براي مقايسه گزينه هاي مختلف مواردي همچون هزينه و کيفيت، مورد استفاده قرار مي گيرد.
Criterion Domain: ميزان عامل انتخاب شده جهت به دست آوردن يک معيار؛
مانند بررسي روحيه افراد که براي اندازه گيري ميزان رضايتمندي، مورد استفاده قرار مي گيرد.
Criterion Score: امتيازي که به مقدار يک معيار يا صفت، تخصيص داده مي شود.
Culminating Prospect: موقعيت هايي که ممکن است يک استراتژي پيشرفته تعهدات، بدانها منتهي شود.
Current Decision: تصميمي که بايد هم اکنون، قبل از کسب هرگونه اطلاعات جديد، اتخاذ گردد.
|