مديريت همزمان چند پروژه نشان افتخار نيست |
پرسش: مديريت چند پروژه به طور همزمان مي تواند کمرشکن باشد؟
پاسخ: کمتر ازآنچه که فکرش را بکنيد.
در يکي از شماره هاي مجله PM Network نوشته شده بود که مديران پروژه از تعداد پروژه هايي که به طور همزمان به آنها سپرده مي شود، شکايت دارند. متوسط اين تعداد، 8 پروژه عنوان شده و گاهي مشاهده گرديده که مديريت 20 پروژه فعال يا بيشتر به طور همزمان به يک مدير پروژه واگذار شده است.
ممکن است برخي از مديران بگويند که نيازي نيست مدير پروژه در آنِ واحد بر روي تمامي پروژه هاي خود فعاليتي انجام دهد. اين، دستاويزي ضعيف است که ارزش کاري را که يک مدير پروژه واقعاً بايد به انجام برساند، تنزل مي دهد. پاسخ صحيح پرسش فوق اين است که هر مدير پروژه، در هر زمان، نبايد مديريت بيش از يک پروژه را بر عهده بگيرد.
اضافه شدن هر پروژه، کارآيي مدير پروژه را 20 تا 25 درصد کاهش مي دهد. امکان سرپرستي تعداد زيادي از پروژه ها وجود دارد، مشروط بر اينکه مديران پروژه به شما گزارش بدهند؛ اما اين ديگر مديريت پروژه نيست، مديريت برنامه است؛ و حتي در اين صورت نيز در هر زمان، تنها يک برنامه بايد توسط يک شخص مديريت شود.
مشاهدات نشان مي دهد که علت شکست بسياري از مديران پروژه اين بوده است که آنها نتوانسته اند شرايطي را فراهم کنند که پروژه هاي اضافي به آنها تحميل نشود (در برخي از موارد تخمين آنها از آنچه مي بايست در حين اجراي پروژه انجام مي دادند، پايين تر از حد لازم بوده است).
نتيجه اينکه هيچگاه سعي نکنيد در دو جبهه به نبرد بپردازيد، ... 20 جبهه که جاي خود دارد.
|
| پيشرفت هاي پيش بيني شده براي مديريت پروژه |
ESI International فهرستي از پيشرفت هاي پيش بيني شده براي مديريت پروژه در سال 2009 ميلادي را منتشر کرده است. اين فهرست شامل مواردي است که وقوع آنها ضروري به نظر مي رسد. به هر حال، گذشت زمان نشان خواهد داد که کداميک از اين پيش بيني ها واقعاً به وقوع خواهد پيوست. برخي از موارد پيش بيني شده، از اين قرار است:
- شرکت ها بالأخره درک اهميت نقش مديريت مياني در کل سيستم مديريت پروژه را آغاز خواهند کرد.
- بودجه هاي محدودتر، به معني تيم هاي مجازي بيشتر است که به قوانين جديد اشتغال نياز خواهند داشت.
- شرکت ها، بالأخره به نکات دقيق و ظريف مديريت برنامه و تفاوت هاي آن با مديريت پروژه پي خواهند برد.
- اجتماعات غيررسمي براي توسعه گفتگوها و به اشتراک گذاشتن راهکارهاي برتر، مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
براي مشاهده کل اين فهرست، مي توانيد به آدرس زير مراجعه نماييد:
|
| نظريه رهبري خادمانه |
"رهبري خادمانه" يکي از رويکردهاي رهبري است که به رهبر به عنوان خدمتگزاري مي نگرد که نقش کليدي او پرورش، توانمندسازي و پشتيباني از اعضاي تيم به منظور کمک به آنها در پرورش استعدادهايشان و انجام کارها به بهترين نحو توسط آنها مي باشد.
اگر شما در محيط کاري پيچيده و هوشمند امروز، رهبري مستبد باشيد، بايد خود را براي شکست آماده سازيد. اکنون پيچيدگي ها آنقدر زياد است که هيچکس نمي تواند همواره تمامي پاسخ ها را داشته باشد. بديهي است در چنين شرايطي لازم است رهبران تاحدي متواضع باشند، زيرا افرادي که در اغلب محيط هاي کاري کنوني مشغول به کار هستند، افرادي تحصيل کرده اند که رفتار متکبرانه را نمي پذيرند.
شما به عنوان يک رهبر لازم است:
- به دقت گوش کنيد.
- با افراد پيرامون خود سازگار باشيد.
- از طريق تبادل افکار، دريابيد که آنها چگونه مي انديشند.
- خود را با آنچه براي آنها الهام بخش بوده، انگيزه هاي آنها را بهبود مي بخشد، وفق دهيد.
- موانع را از سر راه آنها برداريد.
- و به آنها کمک کنيد تا بهترين باشند.
|
| EMO چيست؟ |
در روزهاي هشتم تا دهم دسامبر 2008 کنفرانس PMO Summit 2008 در فلوريدا برگزار شد. يکي از مباحث جالبي که در اين کنفرانس مطرح شد، EMO يا Everything Management Office بود که توسط Terry Doerscher از شرکت Planview ارائه گرديد. اين شرکت تحقيقات عميقي بر روي PMOها انجام داده و يکي از نتايج جالبي که بدان دست يافته بود اين بود که از PMOهايي که در اين تحقيقات شرکت کرده و به پرسش هاي آن پاسخ داده بودند، 33 درصد بر روي پروژه هاي بزرگ استراتژيک کار مي کردند، 33 درصد پروژه هاي کوچکتر را نيز مديريت مي کردند، و 33 درصد ديگر نه تنها پروژه هاي استراتژيک و کوچکتر، بلکه هر چيز ديگري را نيز مديريت مي نمودند.
اين گروه سوم، EMO ناميده شد. EMO چه کارهايي انجام مي دهد؟
يک کوه يخي شناور را درنظر بگيريد. همه مي دانيم که فقط 10 درصد از کوه يخي خارج از آب قرار مي گيرد. در ارتباط با پروژه هاي يک شرکت، اين بخش قابل مشاهده، پروژه هاي استراتژيک شرکت هستند. اين پروژه ها مستقيماً اهداف استراتژيک شرکت را پشتيباني مي کنند. بخشي که در زير سطح قرار مي گيرد، پروژه هاي بزرگ شرکت، پروژه هاي کوچکتر، پروژه هاي "بايد اين چيزها را انجام بدهيم ولي آنها را پروژه نمي ناميم"، و بالأخره کارهاي روزمره شرکت را شامل مي شود.
با نگاهي به EMO مشاهده مي شود که تمامي کوه يخي، تحت نفوذ اين دفتر قرار مي گيرد. هر کاري که در شرکت انجام مي شود، اعم از فرآيند فروش، صدور صورتحساب ها، تلفن هاي پشتيباني، مديريت منابع و ...، توسط EMO مديريت خواهد شد.
|