101 قانون کلي براي رهبران
(قسمت چهارم: مديريت بر خود) |
مدير خوب بودن، تنها به تشويق ديگران به انجام کارها مربوط نمي شود، بلکه به مديريت عملکرد خود شما نيز مربوط است.
- در درسترس باشيد. تمام روز در دفتر خود نمانيد- بيرون بياييد و با کارکنان خود ملاقات کنيد. بگذاريد آنها بدانند که همواره مي توانند با مشکلات و نگراني هاي خود به شما مراجعه کنند.
- انتقادات سازنده را بپذيريد. ممکن است همواره آنچه را که دوست داريد، نشنويد. اما گوش دادن به انتقادات سازنده، اين امکان را براي شما فراهم مي سازد که از اشتباهات خود درس بگيريد و رشد کنيد.
- مسئوليت پذير باشيد. بخشي از رياست، پذيرفتن مسئوليت خطاهاي افراد تحت مديريت شماست، نه اينکه صرفاً مسئوليت خطاهاي خود را بپذيريد.
- بدانيد که همواره امکان بهبود وجود دارد. کار شما هميشه مي تواند بهتر انجام شود. همواره در پي يادگيري باشيد.
- مهارت هاي خود را بهبود بخشيد. يادگيري، فرآيندي براي تمام عمر است. شما هيچگاه آنقدر پير نيستيد که نتوانيد در کلاسي شرکت کنيد يا از يکي از همکارانتان بخواهيد تا کمک کند دانش خود را توسعه دهيد.
- چيزها را ساده تشريح کنيد. از کلمات بزرگ و اصطلاحات فني براي اينکه باهوش به نظر برسيد و ديگران را تحت تأثير قرار دهيد، استفاده نکنيد. اگر آنچه را که نياز داريد ساده و روشن تشريح کنيد، کارکنان شما آن را بهتر درک خواهند کرد و بهتر انجام خواهند داد.
- به جاي دستور دادن، راهنمايي کنيد. ممکن است شما رئيس باشيد، اما نبايد ارباب منشانه رفتار کنيد. اگر درخواست هاي خود را مؤدبانه تر مطرح کنيد، موفق تر خواهيد بود.
- کارکنان خود را در برنامه ها سهيم کنيد. کار خود را محرمانه جلوه ندهيد. بگذاريد کارکنان شما بدانند چه وقايعي در جريان است و آنها چگونه مي توانند مشارکت و همکاري نمايند.
- باکارهاي زيردستان خود آشنا شويد. دانش کاري شما نبايد پايين باشد.
- منعطف باشيد. خوب است که نسبت به انتظارات خود، محکم و استوار باشيد اما سعي کنيد درمورد چگونگي رسيدن به آنها منعطف باشيد.
- به طور منظم بازخورد بگيريد. کارکنان و مافوق هاي شما مي توانند بازخوردهاي ارزشمندي درباره چگونگي بهبود عملکرد شما ارائه دهند. از اين امر به نفع خود استفاده کنيد.
- محدوديت هاي خود را بشناسيد. شما نمي توانيد در آنِ واحد همه جا باشيد و همه کارها را انجام دهيد. محدوديت هاي زمان و توانايي هاي خود را شناسايي کنيد و براي انجام کارهايي که مي دانيد نمي توانيد انجام دهيد، "نه" بگوييد.
|
|
توجه به نيازهاي کاربران پروژه در تعيين محدوده پروژه |
اغلب پروژه ها توسط گروهي از افراد پديد مي آيند، اما گروهي ديگر از آن استفاده مي کنند به عنوان مثال، در "پروژه امنيت شبکه" افراد فني مي توانند تأثير قابل توجهي بر پروژه داشته باشند؛ اما امنيت، موضوع مورد توجه تمامي سازمان است، نه فقط متخصصان امنيت.
در مثالي ديگر، ممکن است يک دفتر دولتي و يک پيمانکار اصلي، مسئول اجراي پروژه "ساخت مجتمع مسکوني الف" باشند، اما آنها در آن مجتمع سکونت نخواهند کرد. تعيين نيازهاي ساکنان در مورد امکانات، پارکينگ، ايمني و غيره بايد در محدوده پروژه مدنظر قرار گيرد.
ممکن است از محصول يک پروژه، استفاده هاي مختلفي به عمل آيد. درک تنوع شيوه هاي استفاده از يک پروژه، به تعيين محدوده آن، کمک بسيار زيادي مي کند. همچنين ممکن است يک پروژه با محدوديت هاي مالي مواجه باشد. ميزان هزينه ها نيز محدوده پروژه را تحت تأثير قرار مي دهد.
پاسخ پرسش هاي مناسب در مورد اينکه کاربران چگونه از پروژه استفاده خواهند کرد و درک محدوديت هاي منابع، پول، و ضروريات پروژه، مبناي بسيار خوبي براي مستند نمودن محدوده پروژه ارائه خواهد نمود.
|
|
نقشه نفوذ |
افراد بسياري مي توانند پروژه هاي شما را تحت تأثير قرار دهند که برخي از آنها مشهود و به راحتي قابل شناسايي هستند و برخي ديگر که تعداد آنها کم هم نيست، چندان مشهود نيستند. نقشه نفوذ، يک مدل بصري براي نشان دادن افرادي است که پروژه شما را تحت تأثير قرار مي دهند و در مورد آن تصميم گيري مي کنند. اين نقشه به شما کمک مي کند تا دريابيد حاميان و ذي نفعان پروژه چه ارتباطاتي با يکديگر دارند و مسير اين ارتباطات چگونه است.
به خاطر داشته باشيد که حتي قويترين افراد، به ندرت به تنهايي عمل مي کنند. مديران اجرايي سطح بالا و ساير افرادي که داراي اختياراتي هستند، به مشاوران خود اعتماد مي کنند. اين مشاوران را شناسايي کنيد و دريابيد که چگونه عمل مي کنند. اين امر مي تواند براي موفقيت پروژه شما حياتي باشد.
در تهيه نقشه نفوذ، لازم است نکات مهم زير را رعايت کنيد:
- اهميت يا شدت تأثير کلي افراد (اين مورد را با اندازه دايره اي که پيرامون نام هر فرد ترسيم مي کنيد، نشان دهيد.)
- روابط ميان افراد (براي نشان دادن آن، از خطوط يا پيکان ها استفاده کنيد.)
- ميزان تأثير و نفوذ افراد بر يکديگر (اين مورد را با ضخامت يا رنگ خطوط ارتباطي مشخص نماييد.)
نمونه اي از نقشه نفوذ را مي توانيد در شکل زير مشاهده کنيد:
|