PMO و نقش آن در رهبري |
PMO به تنهايي تأثير چنداني بر روي نيروهاي کاري به طور عام، ندارد. PMO براي آنکه نيروهاي کاري را به طو رمؤثر هدايت نمايد،
اتکاي زيادي به مديران گروه و دپارتمان، رؤسا و مديران اجرايي دارد. PMO به مديران کمک مي کند تا بهتر، مؤثرتر و کارآمدتر باشند و همراه با تيم خود به گونه اي منسجم عمل کنند.
بنابراين، اگر شما مدير PMO در يک سازمان هستيد، مي توانيد و لازم است موارد بسياري را مدنظر قرار دهيد که در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود:
- از حس مالکيت حاميان در جهت توسعه رهبري خود استفاده کنيد.
- به مديران آموزش دهيد که چگونه به مديريت افراد بپردازند.
- زمان، پول و انرژي لازم را براي توسعه مهارت هاي ارتباطي صرف نماييد.
- مقياس هاي قابل قبولي را تعيين کنيد؛ آنچه را که نتوانيد اندازه بگيريد، نمي توانيد مديريت کنيد.
- به مقايسه عملکرد گروه هاي کاري بپردازيد. براي اين کار مي توانيد به صورت دوره اي (مثلاً هر دو هفته يک بار) از مديران سطوح پايين تر بخواهيد گزارشي از عملکرد خود و گروهشان ارائه نمايند.
تهيه نموداري از مجموع اين گزارشات مي تواند عامل انگيزشي مناسبي براي بهبود عملکرد گروه هاي ضعيف تر باشد. توجه به اين نکته بسيار ضروري است که از اين گزارشات به هيچ وجه نبايد در جهت تحقير افراد استفاده شود.
|
| مديريت سبد پروژه ها، ضامن بقاي IT |
بخش IT در برخي از شرکت ها، از محبوبيت زيادي برخوردار است اما در بعضي شرکت هاي ديگر، جدي گرفته نمي شود و يک عامل مزاحم به حساب مي آيد.
امروزه، پاداش کار خوب، کار بيشتر است. هنگامي که يک گروه IT موفق شود که اعتماد واحدهاي تجاري را جلب نمايد، بايد منتظر هجوم پروژه هاي جديد باشد.
در تحقيقات اخير بر روي 986 مدير IT و مدير تجاري، 75 درصد از آنها بار کاري IT را سنگين يا طاقت فرسا عنوان کرده اند.
سازمان هاي زيرک، از مديريت سبد پروژه ها براي اولويت بندي پروژه هاي خود استفاده مي کنند و در صورت نياز، پروژه هاي نامناسب را کنار مي گذارند. مديريت سبد پروژه ها براي سازمان هاي بالغ، مبحث جديدي نيست.
مديريت سبد پروژه ها در ساده ترين و مفيدترين شکل آن، شامل تنظيم پارامترهاي مختلف، دسته بندي، و اولويت بندي پروژه ها مي باشد.
درست است که اِعمال صحيح مديريت سبد پروژه ها، خود به خود و به طور اتوماتيک انجام نمي شود، اما "موشک هوا کردن" هم نيست.
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (11) |
Decision making process: فرآيندي که براي اتخاذ يک تصميم، مورد استفاده قرار مي گيرد.
Decision making Terms and Phrases: در زمينه اي مانند تجزيه و تحليل تصميم، که دقت و صحت مکاتبات از اهميت ويژه اي
برخوردار است، استفاده از اصطلاحات مناسب براي مفاهيم مرتبط اما متمايز، بسيار مهم است. زبان در اين حوزه همواره در حال پيشرفت و تجربيات تخصصي تحليلگر تصميم، در حال تغيير مي باشد.
Decision mode: نقش تصميم گيرنده در ارتباط با تصميم.
Decision rule: رويه هاي از پيش تنظيم شده، براي اتخاذ يک تصميم مؤثر در آينده، در صورت وقوع
يک وضعيت مشخص. راهنمايي هايي که مشخص مي کند براي مقايسه شايستگي گزينه ها چگونه از اطلاعات عيني و ذهني استفاده شود.
Decision Support System: يک سيستم کامپيوتري که به تصميم گيرنده کمک مي کند تا از داده ها و مدل ها
براي حل مسائل بدون ساختار، استفاده کند.
|
| توصيه هايي براي افزايش خلاقيت درکار (2) |
- در زمان هاي تصادفي و نامنظم، راديو را روشن نموده، به يک پيام گوش کنيد.
- مشتريان و فروشندگاني را که با شما در ارتباط هستند، به جلسات طوفان فکري دعوت نماييد.
- به 5 روش ديگر براي تعريف چالش هاي خود فکر کنيد.
- به هريک از جلسات خود، يک نماد طنز تخصيص دهيد.
- به روش هاي مشخصي، براي موفقيت هاي کوچک، به خود پاداش بدهيد.
- براي کارهاي روزمره خود، محرک هاي عجيب و غريب تعيين کنيد.
- بيشتر از دفترکار خود خارج شويد.
- هرگاه از کار خسته شديد، مدت کوتاهي به بازي و سرگرمي بپردازيد.
- از خواب نيمروز بيشتر بهره بگيريد.
- به جاي اتومبيل شخصي، با اتوبوس يا مترو به محل کار خود برويد.
|