انواع هوش |
هوش ديداري/ فضايي
اين نوع هوش، توانايي درک پديده هاي بصري است. افراد داراي اين نوع هوش، گرايش دارند که با تصاوير فکر کنند و براي به دست آوردن اطلاعات نياز دارند يک تصوير ذهني واضح ايجاد نمايند. آنها از نگاه کردن به نقشه ها، نمودارها، تصاوير، ويديو و فيلم خوششان مي آيد.
هوش کلامي/ زباني
اين نوع هوش، يعني توانايي استفاده از کلمات و زبان. اين افراد مهارت هاي شنيداري تکامل يافته اي دارند و معمولاً سخنوران برجسته اي هستند. آنها به جاي تصاوير، با کلمات فکر ميکنند.
هوش منطقي/ رياضي
اين هوش به معني توانايي استفاده از استدلال، منطق و اعداد است. اين افراد به صورت مفهومي با استفاده از الگوهاي عددي و منطقي فکر مي کنند و از اين طريق بين اطلاعات مختلف رابطه برقرار مي نمايند. آنها همواره در مورد دنياي اطرافشان کنجکاوند، پرسش هاي زيادي مطرح مي کنند و دوست دارند آزمايش کنند.
هوش بدني/ جنبشي
اين هوش يعني توانايي کنترل ماهرانه حرکات بدن و استفاده از اشيا. اين افراد، ايده هاي خود را از طريق حرکت بيان مي کنند. آنها درک خوبي از حس تعادل و هماهنگي دست و چشم دارند. انها از طريق تعامل با فضاي اطرافشان قادر به يادآوري و فرآوري اطلاعات هستند.
هوش موسيقايي/ ريتميک
اين نوع هوش، يعني توانايي توليد و درک موسيقي. اين افرادِ متمايل به موسيقي، با استفاده از صداها، ريتم ها و الگوهاي موسيقي فکر مي کنند. آنها بلافاصله چه با تعريف و چه با انتقاد، به موسيقي عکس العمل نشان مي دهند. خيلي از اين افراد بسيار به صداهاي محيطي (مانند صداي زنگ، صداي جيرجيرک و چکه کردن شيرهاي آب) حساس هستند.
هوش درون فردي
اين هوش به معني توانايي ارتباط برقرار کردن و درک ديگران است. اين افراد سعي مي کنند چيزها را از نقطه نظر افراد ديگر ببينند تا بفهمند آنها چگونه مي انديشند و احساس مي کنند. آنها معمولاً توانايي خارق العاده اي در درک احساسات، مقاصد و انگيزه ها دارند. آنها سازماندهنده هاي خيلي خوبي هستند و معمولاً سعي مي کنند که در گروه، آرامش برقرار کنند و همکاري را تشويق نمايند. آنها هم از مهارت هاي کلامي (مانند حرف زدن) و هم از مهارت هاي غيرکلامي (مانند تماس چشمي، زبان رفتاري) براي برقراري ارتباط با ديگران استفاده مي کنند.
هوش برون فردي (فرافردي)
اين هوش، يعني توانايي درک خود و آگاه بودن از حالات دروني خود. اين افراد سعي مي کنند احساسات دروني، رؤياها، روابط با ديگران و نقاط ضعف و قوت خود را درک کنند.
(منبع: سايت علمي دانشجويان ايران)
|

رمز موفقيت، در دنبال کردن بي وقفه هدف است.
(Anna Pavlova)
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (15) |
Enhancement: حکمي که براساس منطق و استدلال بيشتر صادر مي شود.
Equivalent substitute: يک ارزياب که در قضاوت بي طرف باشد و با طرفين، يکسان برخورد کند.
Ethical consideration: شناسايي اقداماتي که باتوجه به استانداردها و راهبردهاي سازماني، قابل قبول به نظر مي رسند ولي باتوجه به استانداردهاي شخصي و راهبردهاي شخصي، ممکن است غيرقابل قبول يا مشکوک باشند.
Evaluation: نمره دادن به يک تشخيص، که ممکن است داراي اولويت هم نباشد، مانند ارزيابي يک احتمال.
Evaluatory: عطف به يک تشخيص اولويت.
Evidence: مفروضات مرتبط با ارزيابي يک احتمال.
Exogenous: خارجي نسبت به عوامل داخلي يک سيستم يا مدل؛ متضاد Endogenous.
|
| توصيه هايي براي افزايش خلاقيت درکار (6) |
- کارها را با کمک هوشمندترين افراد خود زمانبندي کنيد.
- فواصل زماني ملاقات با مشتريان خود را کاهش دهيد.
- رقباي خود را محک بزنيد؛ سپس موفقيت هاي آنهارا تعديل نماييد.
- رئيس يا همتايان خود را در جذابترين پروژه خود، وارد کنيد.
- تصور کنيد که پاسخ را از قبل مي دانيد؛ پاسخ چه مي تواند باشد؟
- براي تيم خود قوانيني اساسي وضع کنيد که پرورش دهنده افکار جديد باشد.
- سؤالات احمقانه بپرسيد؛ سپس پرسش هاي بيشتري مطرح نماييد.
- هر کاري را که انجام مي دهيد، به چالش بکشيد.
- براي خود مهلت تعيين کنيد و نسبت به آن متعهد بمانيد.
- براي هر راه حلي که ارائه مي کنيد، سه گزينه ديگر نيز بيابيد.
|