آيا مديران پروژه مسن بايد از کار کناره بگيرند؟ |
آيا مديران پروژه مسن بايد از کار کناره بگيرند؟ و اگر چنين است، جايگاه آنها در جامعه مديريت پروژه کجاست؟ در جوامع سنتي، از مسن ترها و پيشکسوتان براي دانش و خردشان تقدير به عمل مي آيد. اکنون وظيفه جوانترها در مقابل پيشکسوتان مديريت پروژه چيست؟ آيا بايد به سعي در اثبات خود ادامه دهند و ادعاي برتري داشته باشند؟
در واقع آنچه بايد بدان توجه شود، دانش و خرد افراد باتجربه است. مفهوم دو کلمه "دانش" و "خرد" چيست؟ و چگونه مي توان ميان آنها با کلمات "داده" و "اطلاعات" که تمرکز اصلي تکنولوژي اطلاعات جهان کنوني بر آنها قرار دارد، ارتباط برقرار نمود؟ رابطه اين کلمات با يکديگر، يک رابطه هرمي است. در اين هرم دو فاز اصلي وجود دارد که با يک مرحله تحول مهم از يکديگر جدا مي شوند:
- سطح 1: داده (Data).
شامل اجزاي کوچک مجزا از يکديگر است که هر يک از آنها به تنهايي مفهوم چنداني ندارد.
- سطح 2: اطلاعات (Information).
از کنارهم قرار گرفتن داده ها و ارتباط آنها با يکديگر پديد مي آيد و مي توان از آن استفاده نمود.
- مرحله تحول: درک (Understanding).
ايجاد وضعيتي در مغز است که مي تواند اطلاعات را بگيرد و مفهوم آن را دريافت نمايد.
- سطح 3: دانش (Knowledge).
اطلاعاتي است که مي توان به دست آورد و براي بازيابي در آينده به هنگام نياز، در حافظه ذخيره نمود.
- سطح 4: خرد (Wisdom).
در اين سطح، نه تنها اطلاعات در حافظه ذخيره مي شود، بلکه اين آگاهي نيز وجود دارد که چگونه، در چه زماني و تحت چه شرايطي بايد مورد استفاده قرار گيرد. معمولاً خرد براثر تجربه حاصل مي گردد.
باتوجه به مطالب فوق مي توان گفت که بزرگترين سرمايه مسن ترها، خرد آنهاست که از تجربياتشان به دست آورده اند. بنابراين آنها نبايد انتظار داشته باشند که جوانترها براي دريافت "اطلاعات" به آنها مراجعه کنند، زيرا اطلاعات به روزتر را مي توانند از اينترنت و ساير منابع به دست آورند. آنها بايد بدانند آنچه که مي توانند به جوانترها ارائه نمايند، "خرد" است.
مشکلي که در ارتباط با خرد وجود دارد، نحوه ارائه آن است. اگر خرد به صورت "اندرز" و "نصيحت" ارائه شود، جوانترها آن را نخواهند پذيرفت، زيرا مايل نيستند کسي به آنها بگويد چه کاري را انجام بدهند؛ اما اگر به صورت يک "مزيت رقابتي" ارائه گردد (من چيزهايي را مي دانم که شما نمي دانيد) جوانترها براي نشان دادن زرنگي بيشتر، خود به دنبال کسب آن خواهند رفت.
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (16) |
Fact-based disputes: مباحثاتي در مورد آنچه که به وقوع پيوسته يا در حال وقوع است.
Factual judgement assessment: ارزيابي احتمالي يا قطعي يک امکان.
Factual possibility: واقعيت، رويداد، کميت، ويژگي، و يا موضوع ممکن.
Feasibility Study: بررسي جنبه هاي تکنيکي و اقتصادي جهت توسعه يک سيستم، پيش از آنکه براي توسعه واقعي آن، عملاً منابعي تخصيص داده شود.
Feedback: اطلاعات جمع آوري شده در مورد يک تصميم پس از مشاهده نتايج آن.
Feeder model: مدلي که خروجي آن به ورودي يک مدل اصلي مرکزي بستگي داشته باشد.
Fixed base: مستقل از گزينه ها.
Flipping probabilities: مجموعه اي از احتمالات گسسته که از مجموعه اي ديگر استنتاج شده باشد.
|
| توصيه هايي براي افزايش خلاقيت درکار (7) |
- ايده هاي خود را در يک دفترچه يادداشت بنويسيد و به طور منظم آن را مرور کنيد.
- بين چيزهايي که ظاهراً بي ارتباط با يکديگر به نظر مي رسند، ارتباط ايجاد کنيد.
- تکنيک هاي تفکر خلاق را به کار بگيريد.
- به سرگرمي هاي فکري بپردازيد.
- هنگام تشريح ايده هاي خود، از تشبيه و استعاره استفاده نماييد.
- بيش از پيش به شوخي و طنز بپردازيد.
- از خود بپرسيد: "چگونه مي توانم در نصف زمان معمول به هدف خود دست يابم؟".
- وقتي که درگير مسئله اي هستيد، کمي به خود استراحت بدهيد.
- فکرکنيد بزرگترين قهرمان شما، در مواجهه با چالش شما ممکن بود چه رويکردي داشته باشد.
- بعدازظهرهاي جمعه را "محدوده بدون ايميل" اعلام کنيد.
|