کنترل استرس با استفاده از تصويرسازي ذهني |
ما گاهي اوقات براي کنترل استرس خود، قادر به تغيير شرايط محيط اطرافمان نيستيم. تصويرسازي ذهني، شيوه اي قدرتمند براي کاهش استرس است، خصوصاً هنگامي که با روش هاي جسماني تمدد اعصاب، مانند تنفس عميق، همراه گردد.
با تصويرسازي ذهني، شرايط واقعي پيرامون خود را با مناظري که در ذهن مي سازيد، جايگزين مي نماييد؛ بدن شما نسبت به اين مناظر ذهني، تقريباً مشابه وقتي که آنها واقعي باشند، عکس العمل نشان مي دهد (اين امر با استفاده از دستگاه هايي که ميزان استرس را اندازه گيري مي کنند، قابل اثبات است)؛ شما آرام مي شويد و آدرنالين در بدن شما پراکنده مي گردد.
براي کاهش استرس با استفاده از تصويرسازي ذهني، چشمان خود را ببنديد و محلي با دماي مطبوع، راحت، امن و آرام بخش را در ذهن خود مجسم سازيد و در تصوير ذهني خود، از بودن در آنجا احساس آرامش کنيد.
توجه داشته باشيد که تصوير کردن شرايط ناخوشايند و استرس زا در ذهن، ميزان استرس شما را افزايش خواهد داد؛ پس اگر وقايعي براي شما اتفاق افتاده که باعث ناراحتي، عصبانيت، اضطراب، و يا استرس شما شده، آنها را در ذهن خود مرور نکنيد.
|
| تفكر جانبي |
تفكر جانبي شامل استدلال ها و ايده هايي است كه تنها با استفاده از منطق گام به گام سنتي به دست نمي آيند.
تفكر جانبي واژه اي است كه توسط ادوارد دبونو (Edward de Bono)، روانشناس، پزشك و نويسنده اهل كشور مالت، مطرح شد. اين واژه اولين بار در كتاب دبونو با عنوان "استفاده از تفكر جانبي" كه در سال 1967 منتشر گرديد، ظاهر شد. پس از آن اين واژه در واژه نامه انگليسي آكسفورد كه منبع اصلي واژگان زبان انگليسي است وارد گرديد.
به عنوان مثال فرض كنيد پدر و پسري سوار بر اتومبيل خود، تصادف مي كنند و پدر جان خود را از دست مي دهد. پسر را براي جراحي به بيمارستان مي رسانند اما پزشك جراح مي گويد كه پسر را عمل نمي كند چون نمي تواند پسر خود را عمل كند. چطور ممكن است؟ ممكن است پاسخ هايي به نظر شما برسد؛ مثلاً پدري كه جان باخته است پدر ناتني پسر است. اما اگر بتوانيم اداركات و مفروضات معمول خود را (كه جراحان معمولاً مرد هستند) كنار بگذاريم، آنگاه به اين نتيجه مي رسيم كه پزشك جراح، مي تواند مادر پسر مجروح باشد.
تفكر جانبي گونه اي از تفكر خلاق است. در تفكر جانبي سعي مي شود منطق محاسباتي، منطق استدلالي سنتي و مفروضات و ادراكات تغيير كند و با رويكردي سنت شكنانه از زاويه هاي ديگر، به موضوع مورد تفكر و بررسي نگاه شود. البته تفكر جانبي هيچگاه تفكر سنتي را نفي نمي كند و چه بسا در بسياري از موارد، ممكن است به طور مؤثر بتوانيم از تقكر سنتي استفاده كنيم.
استفاده از تفكر جانبي فقط به حوزه حل مسئله محدود نمي شود و همواره هنگام تفكر، قابل استفاده است.
(منبع: سايت راهکار مديريت)
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (17) |
Form: شکل يا طرح به عنوان معياري در تصميم گيري، مانند سبک يک ساختمان که ظاهر و نماي مشخصي به آن مي بخشد.
Formal Simulation: تاکتيکي که با ايجاد موقعيت هاي تصميم گيري فرضي، براي ارتقاي يادگيري مورد استفاده قرار مي گيرد.
Frame: پنجره اي که توجه را بر آنچه که يک تصميم در مورد آن است، متمرکز مي سازد؛ در نتيجه در يک فرآيند تصميم گيري، راهيابي به مراحل بعد را ميسر مي نمايد.
Future Conditions: عوامل خارج از کنترل تصميم گيران که پيامدهاي ناشي از گزينه هاي مختلف را تحت تأثير قرار مي دهند، مانند تقاضاي يک محصول.
Gamble: انتخاب با نتايج غيرقطعي.
Gambler's Fallacy: بحث کردن در مورد وقايع تصادفي مانند ريختن يک تاس، هنگامي که نتيجه يک مرتبه ريختن تاس، متضمن مطلبي در مورد نتيجه ريختن تاس در مرتبه بعد باشد.
|
| توصيه هايي براي افزايش خلاقيت درکار (8) |
- از پنج نفر بپرسيد که چگونه مي توانند ايده هاي شما را بهبود بخشند.
- روي يکي ازديوارهاتصاويري نصب کنيد که الهام بخش شما باشند.
- کارهايي را که قبلاً به شما کمک کرده است تا خارج از محيط کار، فردي خلاق باشيد، بيشتر انجام دهيد.
- بيشتر بخنديد، کمتر نگران باشيد.
- روياهاي خود را به خاطر بياوريد؛ سپس آنها را بنويسيد.
- پرسش هاي غيرممکن بپرسيد.
- تمامي کاغذبازي ها و کارهاي اداري غيرضروري را حذف کنيد.
- تصور کنيد کاري که مي خواهيد به انجام برسانيد، اجباري است.
- هر روز بر روي حادترين پروژه خود کار کنيد، حتي اگر فقط 5 دقيقه باشد.
- هر چه راکه براي ايجاد حس ضرورت، لازم است، انجام دهيد.
|