خبرنامه مديريت پروژه
دوره يازدهم، شماره 1، ارديبهشت ماه 1388
خبرنامه داخلي شرکت مشاوره و مهندسي انديشه وران
صفحه 1

فهرست مطالب
مهندسي سياست سال 1388 1
معرفي کتاب:
- هرم معکوس
- جرأت در اصول هفت گانه تجارت
اولين کنفرانس بين المللي مديريت اجرايي
دوره هاي آموزشي مديريت منابع انساني
2
معرفي شخصيت ها: هارولد کرزنر
سطوح بلوغ سازماني (5)
يک رهبر واقعي چه مي داند؟
3
فاز دوم پتروشيمي زاگرس به پيشرفت 26/98 درصدي رسيد
بهره برداري از واحدهاي اوره و آمونياک پتروشيمي شيراز در نيمه دوم سال 1390
افتتاح چهار پروژه عمراني در انبار نفت شرکت پخش منطقه مياندوآب
توسعه فازهاي 9 و 10 با صرف 90 ميليون نفر ساعت کار در بخش خشکي
رانا، دومين خودرو با برند ملي ايران
راه اندازي اولين موتور جست و جوي ديناميک مسيريابي راه هاي کشور
4
7 اشتباه که بلوغ مديريت پروژه را به تأخير مي اندازد
مديريت وقفه ها
10 روش کايزن براي پرورش رهبران بهتر
اهميت مديريت سبد پروژه ها
5
101 قانون کلي براي رهبران
(قسمت ششم: مديريت مالي و منابع)
تصورات غلط در ارتباط با برنامه ريزي
عوامل نامشهود مؤثر در درک ريسک
6
همسران پادشاه
جدول شماره 19
معماي تخم مرغ و آب
7
SixthSense چيست؟
کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (20)
21 نوع رئيس (3)
8


شرکت مشاوره و مهندسي avec
ارائه کننده خدمات برنامه ريزي و کنترل پروژه

آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه سوم، واحد 303

تلفن و نمابر:
88888359-021 و 88797320-021

پست الکترونيک:
info@avec-co.com
info2@avec.ir

آدرس سايت: www.avec.ir

مشترکين گرامي، شما مي توانيد مطالب، نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با اين نشريه به آدرس زير ارسال نماييد:
info@avec.ir



انستيتو مديريت اوک (AIM)
برگزارکننده سمينارها و دوره هاي آموزشي در زمينه برنامه ريزي و کنترل پروژه

آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه چهارم، واحد 404

تلفن: 88797227-021

نمابر: 88797225-021

پست الکترونيک: aim@avec.ir

آدرس سايت: www.aim.avec.ir


مهندسي سياست سال 1388

سال 1388 به عنوان سال "اصلاح الگوي مصرف" نامگذاري گرديده است. در راستاي اجراي اين سياست، و به عنوان يک مهندس، وظيفه مي دانم مختصات سياست اعلام شده را حلاجي کنم تا به سطح اجرا نزديکتر گردد. در واقع اين عمل همان چيزي است که از مهندسين انتظار مي رود، يعني مقدار گذاردن بر روي سياست ها.
روح حاکم بر سياست اعلام شده به نظر بنده استفاده بهتر از منابع خدادادي است. اما براي درک بهتر از جايگاه اين سياست نيازمنديم که يک لايه آناليز را انجام دهيم. اين آناليز را بر اساس لغات به کار رفته در سياست انجام مي دهيم: اصلاح + الگو + مصرف.
"اصلاح"، آرماني است که هيچگاه انتها نخواهد داشت. در همين سياست اعلام شده، هيچگاه اصلاح الگوي مصرف پايان نخواهد پذيرفت. به درستي و در چنين سطحي از سياست گذاري بايد آرمان ها اعلام گردند. اما در لايه مهندسي، ديگر نمي توان به تکرار آرمان ها پرداخت چرا که روش هاي اجرايي، شناخته نخواهند شد. ما در مقام مهندسان بايد بتوانيم "آرمان ها" را براي دوره هاي مشخص به "اهداف" تبديل کنيم.
تفاوت اين دو، يعني آرمان و هدف در اين است که "هدف"، قابل اندازه گيري و کمّي است. مثلاً "بهبود کيفيت هواي تهران" يک آرمان فرض مي شود که هيچگاه پاياني نخواهد داشت، هميشه در اين راستا بايد گام برداريم. اما "کاهش آلودگي هاي مثلاً CO به اندازه 15درصد در عرض سه ماه" يک هدف است که هم کمّي است و هم قابل اندازه گيري. لذا يکي از وظايف مهندسان در قبال سياست اعلام شده، تبديل "آرمان اصلاح" به "اهداف کمّي" است.
"الگو"، نمايشي سمبليک (مانند مدل هاي رياضي، مدل هاي فيزيکي مانند ماکت هاي ساختماني، و يا مدل هاي نمايشي مانند دياگرام ها و فيگورها) از واقعيات و دنياي خارج است. الگو براي تقريب اذهان بين ذينفعان مورد استفاده قرار مي گيرد. لذا وظيفه ديگر مهندسين، نمايش واقعيت "مصرف" در قالب الگويي است که براي تمامي ذينفعان، مديران و تصميم گيران قابل فهم باشد.
"مصرف"، ميزان ورودي به هر سيستمي را، چه اين سيستم انسان باشد و چه سازمان، نشان مي دهد. چالش مهندسين در تعيين مختصات مصرف اين است که آيا تنها به ورودي به سيستم بپردازند و يا اينکه خروجي آن را نيز مد نظر قرار دهند و يک تفسير وسيع تر از واژه مصرف ارائه دهند؟ اگر مصرف را تنها در اندازه گيري ورودي به سيستم فرض کنيم، ناخود آگاه واژه "اصلاح" هم مترادف "کمينه" تعبير مي گردد. لذا سعي در کاهش مصرف خواهيم کرد. اين گرايش که بيشتر خواسته مساوات گرايان را تأمين مي کند، به حذف سرمايه گذاري هايي مي انجامد که در نظام حسابداري ما محاسبه ارزش آنها بسيار سخت خواهد بود و در اکثر اوقات به مانند هزينه در نظر گرفته مي شود. از اين قبيلند آموزش، تحقيقات و بازاريابي. اين سه موضوع درست است که هزينه در بردارند و مستقيماً توليد ثروت نمي کنند، اما کيست که در اثربخشي آنها در توليد شک داشته باشد، حتي اگر نتواند محاسبه کند. در نتيجه شايد بهتر باشد که واژه "مصرف" را با "بهره وري" تعويض کنيم. يعني نسبت خروجي به ورودي سيستم را اندازه گيري کنيم.
خلاصه اينکه سياست "اصلاح الگوي مصرف" را مي توان در يک لايه عملياتي تر و نازل تر به فعاليت هاي ذيل تفسير نمود:
  1. شناخت الگوي بهره وري، چرا که بدون شناخت اين الگو نمي توان گامي اصلاحي برداشت
  2. تعيين شاخص هاي مورد توجه بهره وري، تا بدين صورت بتوان آرمان خواهي را به سوي تأمين و تحقق اهداف هدايت نمود
  3. آناليز الگوي بهره وري
  4. ارائه راهکارهاي "قابل قبول" براي بهبود الگوهاي موجود
اين چهار قدم را مي توان با استفاده از تکنيک هاي مهندسي انجام داد.