101 قانون کلي براي رهبران
(قسمت ششم: مديريت مالي و منابع) |
شما چه صاحب يک کسب و کار باشيد چه يک مدير، قرار گرفتن در قله اقلام ملموس، براي موفقيت شما حياتي است. توجه به نکات زير در اين زمينه شما را ياري مي کند:
- يک بودجه واقع بينانه تنظيم کنيد. اگرچه خوش بين بودن خوب است، اما براي هزينه کردن بيش از آنچه که مي دانيد مي توانيد از عهده آن برآييد، برنامه ريزي نکنيد. موارد اضطراري و احتمالي را نيز حتماً در برنامه خود لحاظ نماييد.
- در مواردي صرفه جويي کنيد که بيشترين تأثير را داشته باشد. فقط به فکر به دست آوردن مبالغ کم در زمان حال نباشيد. اطمينان حاصل کنيد که صرفه جويي هاي شما تأثيري درازمدت خواهد داشت. کاستن از کيفيت، ممکن است بعداً هزينه هاي تعمير و جايگزيني را به شما تحميل نمايد.
- تنها در هنگام ضرورت هزينه کنيد. اگر نياز نداريد، خرج نکنيد. هر صرفه جويي کوچک، راهي است به سوي افزايش سود شما.
- منابع مالي جايگزين را بيابيد. گاهي اوقات حتي کسب و کارهاي موفق نيز به کمي کمک نياز دارند. در چنين مواردي، سرمايه گذاران و وام هاي تجاري مي توانند به شما کمک کنند.
- به قراردادهاي خود پايبند باشيد. در اين صورت نه تنها احترام طرف هاي مقابل را جلب خواهيد کرد، بلکه از درگيري هاي حقوقي نيز، که مي تواند خسارت هاي مالي جدي به شما وارد آورد، پرهيز خواهيد نمود.
- اطمينان حاصل کنيد که پاداش کارکنان به درستي پرداخت مي شود. کارکنان براي انجام کارهاي سخت، لايق دريافت پاداش هستند. مطمئن شويد که کارکنان شما پاداش مناسب دريافت مي کنند؛ در اين صورت با کارآيي بيشتر و خرسندي افزون تر به کار خود ادامه خواهند داد.
- ياد بگيريد که با هزينه کمتر کاربيشتري انجام دهيد. کيفيت بسيار مهمتر از کميت است؛ پس کاري را انجام دهيد که جوانب آن را کاملاً سنجيده باشيد.
- تجهيزات را به طور معقول تخصيص دهيد. اگر چه ممکن است داشتن يک PDA براي هر يک از کارکنان، خوب باشد، اما معمولاً بودجه ها اجازه چنين تسهيلاتي را نمي دهند. اطمينان حاصل کنيد که کارکناني که بيشترين نياز را به ابزارها دارند، به آنها دسترسي دارند.
- بر روي تکنولوژي هاي ناب سرمايه گذاري کنيد. اين همواره به معناي آخرين تکنولوژي نيست، بلکه آن چيزي است که دفتر شما براي کار مؤثر به آن نياز دارد.
- درهنگام نياز، به روزآوري کنيد. استفاده از تجهيزات و برنامه هاي منسوخ مي تواند واقعاً سرعت شما را کاهش دهد. پس هرگاه لازم به نظر مي رسد، آنها را به روز کنيد تا رقبا از شما پيشي نگيرند.
- ولخرج نباشيد. هر ورق کاغذ، گيره کاغذ يا خودکار، هزينه اي در بودجه شما محسوب مي شود. از وسايل، درست استفاده کنيد و با عجله و بي توجهي خود باعث اتلاف آنها نگرديد.
|
|
تصورات غلط در ارتباط با برنامه ريزي |
برنامه ريزي استراتژيک و برنامه ريزي مديريت پروژه، زيرمجموعه هايي از يک برنامه ريزي کلي صحيح مي باشند. برنامه استراتژيک تعيين مي کند که چه کارهايي لازم است انجام شود و چرا. فرآيند مديريت پروژه تعيين مي کند که اهداف چگونه تحقق خواهند يافت و چه منابعي براي تحقق اهداف، مورد نياز خواهد بود. چند تصور غلط در ارتباط با هر فرآيند برنامه ريزي وجود دارد:
- برنامه ريزي نادرست، اتلاف وقت است. اين درست نيست زيرا نتيجه نهايي فقط يکي ازاهداف آن است.
- برنامه ريزي مي تواند از تغييرات ممانعت به عمل آورد. اين درست نيست زيرا برنامه ريزي مانع بروز تغييرات نمي شود. تغيير رخ خواهد داد؛ فرقي نمي کند که چه باشد و مديران چه کاري انجام دهند.
- برنامه ريزي، انعطاف پذيري را کاهش مي دهد. اين درست نيست زيرا برنامه ريزي به تعهدات اشاره مي کند، اما صرفاً در صورتي يک محدوديت خواهد بود که مدير پس از يک بار برنامه ريزي، آن را متوقف سازد. برنامه ريزي، يک فعاليت مداوم است.
|
|
عوامل نامشهود مؤثر در درک ريسک |
عوامل نامشهود بسياري وجود دارند که درک ما از ريسک را تحت تأثير قرار مي دهند. دکتر Paul Slovic اين عوامل را به شرح زير برشمرده است:
- ترس: اگر پيامد يک ريسک خاص چيزي باشد که تصوري وحشتناک، دردناک يا بيمناک از آن داشته باشيم، ريسک بيشتري را متصور خواهيم شد.
- کنترل: اگر باور داشته باشيم که کنترل در دست ماست، ريسک را ضعيف تر خواهيم پنداشت.
- طبيعي در برابر ساخته دست انسان: به نظر مي رسد اقدامات انساني نسبت به وقايع طبيعي، داراي ريسک بيشتري باشند.
- انتخاب: اگر در مواجهه با يک ريسک، گزينه هاي متعددي براي انتخاب داشته باشيم، آن ريسک را خفيف تر خواهيم دانست.
- بچه ها: ريسکي که بچه ها را تحت تأثير قرار مي دهد بسيار بدتر از ريسکي پنداشته مي شود که تنها بر بزرگسالان تأثير دارد.
- تازگي: ريسک هاي جديد نسبت به ريسک هايي که با آنها رشد و به آنها عادت کرده ايم، بسيار جدي تر به نظر مي رسند.
- تبليغات: اگر يک ريسک، سابقه زيادي در اذهان عمومي و وسايل ارتباط جمعي داشته باشد، مخاطره آميزتر تصور مي گردد.
- نزديکي: چنانچه در رويارويي با يک ريسک، خود را يک قرباني بالقوه ببينيم، اهميت آن را بيشتر از آنچه واقعاً هست، خواهيم پنداشت.
- سبک و سنگين کردن منافع ريسک: اگر قرار گرفتن در معرض يک ريسک بتواند علاوه بر تهديدها، منافعي را نيز در پي داشته باشد، آن ريسک را خفيف تر خواهيم دانست.
- اعتماد: در صورتي که طرفي قابل اعتماد، محافظت در برابر يک ريسک را برعهده بگيرد، آن ريسک را خفيف تر خواهيم ديد؛ اما در صورت فقدان يا کمبود اعتماد، ريسک را شديدتر خواهيم دانست.
عدم آگاهي از اين عوامل مي تواند در تشخيص اهميت ريسک ها ما را دچار اشتباه سازد و موجب گردد پاسخ هايي نامناسب به ريسک ها بدهيم.
|