SixthSense چيست؟ |
هنگامي که با شخصي، چيزي يا جايي مواجه مي شويم، از پنج حس طبيعي خود براي دريافت اطلاعات درمورد آن استفاده مي کنيم. اين اطلاعات به ما کمک مي کند تا درست تصميم بگيريم و به انجام اقدامات صحيح مبادرت ورزيم؛ اما نکته قابل توجه اين است که بخش عمده اطلاعاتي که براي تصميم گيري درست مي تواند ما را ياري دهد، به طور طبيعي با حواس پنجگانه ما قابل دريافت نيست، مثلاً داده ها، اطلاعات و دانش اندوخته شده توسط انسان درمورد همه چيز که با روندي فراينده از طريق شبکه اينترنت قابل دسترسي مي باشد.
اگر چه ظهور کامپيوترهاي کوچک جيبي امکان ارتباط پيوسته با جهان ديجيتال را فراهم ساخته است، اما هيچ پيوندي ميان وسايل ديجيتال و ارتباطات متقابل ما با جهان فيزيکي وجود ندارد.
SixthSense با آوردن اطلاعات ديجيتال ناملموس به دنياي ملموس، اين فاصله را از ميان برمي دارد و اين امکان را فراهم مي سازد که از طريق حرکات طبيعي دست، با اين اطلاعات ارتباط متقابل برقرار نماييم. نمونه اوليه SixthSense شامل يک کامپيوتر جيبي، يک آينه و يک دوربين است. اجزاء سخت افزاري به وسيله ديگري که به گردن آويخته مي شود، متصل مي گردند. پروژکتور و دوربين به کامپيوتر کوچکي که در جيب کاربر قرار مي گيرد، اتصال مي يابند. پروژکتور، اطلاعات بصري را بر روي سطوح اجسام فيزيکي، مانند ديوار، روزنامه، و غيره منعکس مي کند و درهمان حال دوربين حرکات دست کاربر و اجسام فيزيکي را شناسايي و دنبال مي نمايد. سپس داده هاي جمع آوري شده توسط دوربين، از طريق يک برنامه نرم افزاري پردازش مي شود.
ساخت نمونه اوليه اين سيستم حدود 350 دلار هزينه داشته است.
آدرس براي کسب اطلاعات بيشتر:
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (20) |
Illusion of control: اقدامي پيشگويانه که باعث مي شود نتايج پيش بيني شده، قطعي تر به نظر برسند، به عنوان مثال، نسبت دادن نتايج خوب به مهارت و نتايج بد به شانس.
Impact: تقاوت در مقدار، امتياز معيار يا ارزش ميزان تأثير با توجه به آزمون يک نظريه، مثلاً در مقايسه با نظريه صفر.
Implementing Choice: تغييرات محدود گزينه اي که داراي گستردگي بيشتر است.
Importance weights: اهميت نسبي معيار در ارتباط با واحدها، مثلاً ضريب.
Incremental commitment: گزينه حداقل تا اندازه اي برگشت پذير.
Indicative (of possibility): مدرکي که درستي يک احتمال را تأييد مي کند، مثلاً يک مدرک تشخيصي.
|
| 21 نوع رئيس (3) |
- رئيس سردرگم
رئيس سردرگم احمق نيست؛ او بي سواد است. شايد كارش را در شركت تازه شروع كرده است و با فنآوري آشنا نيست و يا موقتاً به دليل مسائل شخصي، اطلاعات و دانش وي به روز نيست. رئيس سردرگم مي تواند رئيس خوبي باشد اما در حال حاضر از مسير خارج است (تو باغ نيست). بهترين راه براي كنار آمدن با اين رئيس اين است كه به او ياد بدهيم و سرعت او را افزايش دهيم. شما از اين كه او با چه سرعتي وارد جريان مي شود تعجب خواهيد كرد.
- رئيس سنت گرا(محافظه کار)
او درباره روزهاي خوب گذشته و درباره روش هايي كه كارها قبلاً انجام مي شد زياده گويي مي كند. با اين حال اگر او در گذشته سنگر گرفته باشد، قادر نخواهد بود كه در زمان حال كار كند. اين رئيس عليرغم مقاومتش در برابر حركت به جلو، داراي اطلاعات ذي قيمتي است كه مي تواند به نفع سازمان باشد. تا زماني كه او قادر است تغييرات اندك را در طول زمان و همراه با راهنمايي بپذيرد، صبور باشيد و به خاطر داشته باشيد كه جديد بودن الزاماً به معناي بهتر بودن نيست، بلكه متفاوت بودن است. ببينيد آيا شما مي توانيد او را به اين نتيجه برسانيد.
(منبع: سايت راهکار مديريت)
|