فهرست مطالب

شرکت مشاوره و مهندسي avec
ارائه کننده خدمات برنامه ريزي و کنترل پروژه
آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه سوم، واحد 303
تلفن و نمابر:
88888359-021 و 88797320-021
پست الکترونيک:
info@avec-co.com info2@avec.ir
آدرس سايت: www.avec.ir
مشترکين گرامي، شما مي توانيد مطالب، نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با اين نشريه به آدرس زير ارسال نماييد:
info@avec.ir
|

انستيتو مديريت اوک (AIM)
برگزارکننده سمينارها و دوره هاي آموزشي در زمينه برنامه ريزي و کنترل پروژه
آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه چهارم، واحد 404
تلفن: 88797227-021
نمابر: 88797225-021
پست الکترونيک: aim@avec.ir
آدرس سايت: www.aim.avec.ir
|
|
انتظارات ما از مديريت پروژه |
بعضي اوقات مديريت پروژه را به مثابه علمي "خارجي" مي نگريم که در همان "خارج" کاربرد دارد. آنچه تصور مي کنيم اين است که به علت کمبودها و محدوديت هاي متعدد نمي توان نظام درست مديريت پروژه را در ايران مستقر نمود. مثلاً شرکتي که براي بقاي خود مجبور به تن دادن به شرايط امکان ناپذير در پروژه است چگونه مي تواند، يا حتي مي خواهد، انتظار داشته باشد که پروژه را در زمانی که متعهد شده، به پايان برساند؟ از اين دست توجيهات زياد مي شنويد. هر کدام شرايطي را ترسيم مي کنند که بي حساب و کتاب کار کردن را در واقع "فضيلت" مي شمارند و برنامه ريزي را امري تجملي و بي فايده. براي ما که سال ها با اين قماش کار کرده و به داستان های متنوع گوش سپرده ايم، هنوز روشن نشده که "اضطرار" چه ربطي به بي برنامگي دارد؟ گيرم که مجبور شده باشيم تعهدي را از روي اجبار و اضطرار داده باشيم، آيا به برنامه ريزي و مديريت برنامه نيازي نداريم؟ اصلاً اين دو موضوع چه ربطي به يکديگر دارند؟ اتفاقاً در شرايط اضطرار و اجبار نياز به برنامه ريزي و بهينه سازي، بيش از اوقات ديگر است. راحت تر است که بگوييم اين کار، يعني برنامه ريزي و مديريت برنامه را بلد نيستيم و يا آن
را در راستاي منافع خود نمي بينيم، تا آنکه ادعا کنيم در شرايط ايران اين محدوده از علم کاربرد ندارد. ما به چشم خودمان ديده ايم در شرايطي بسيار نادرتر از ايران، همين علم کاربرد داشته، اما با ملزوماتي که اينک خدمتتان بيان مي کنم.
برنامه زبان مشترک ذينفعان پروژه، اعم از کارفرما و پيمانکار و مشاور و دولت و ملت و بقيه، است. شما اگر قرار شد که مثلاً در جلسه اي به فارسي تکلم کنيد ديگر مجاز نيستيد که به يکباره کانال را عوض کرده و مثلاً به انگليسي حرف بزنيد. اين دقيقاً همان خاصيت برنامه است. در هنگام مراوده و ارتباط برقرار کردن، زبان مورد استفاده برنامه است و بس. برنامه اين زبان را تدوين مي کند و در صورت جاري شدن نظام مديريت پروژه، زبان برنامه زبان رسمي پروژه مي شود.
اما از الزامات برنامه، داشتن تضمين است. برنامه، که در نظام مديريت پروژه محور محسوب مي شود، بدون داشتن تضمين کاربرد ندارد. توجه داشته باشيد که برنامه ماحصل توافق ذينفعان براي انجام دادن تعهداتي خواهد بود. اگر انجام دادن يا ندادن تعهدات بدون "پاداش و جزا" باشد جايگاه برنامه در نظام مديريت از "محور" به "محو" تقليل خواهد يافت، ديگر نيازي به آن نخواهد بود.
مکانيزم اجرايي برنامه ريزي و به تَبَع آن مديريت پروژه به طور خلاصه اينگونه است که مابين ذينفعان پروژه چه کاري را انجام دادن و چگونه انجام دادن به توافق مي رسد. سپس پيامد انجام دادن يا ندادن کار به توافق رسيده، در آينده اي مشخص، تعريف مي گردد. پس از سپري شدن زمان، کار انجام شده بر اساس برنامه ارزيابي مي شود. بر اساس پيامدهاي تعريف شده، نتايچ ارزيابي کار ختم به پاداش، در صورت انجام تعهدات، و يا جريمه، در صورت عدم انجام تعهدات، مي گردد. اين مکانيزم چه ارتباطي با اضطرار در محيط کار دارد؟ بايد پرسيد چرا انجام چنين مکانيزم ساده اي اينقدر سخت به نظر مي رسد؟ چالش اجراي مکانيزم هاي برنامه ريزي و مديريت پروژه در تعريف مصاديق تضمين هاست. يعني ما براي انجام پروژه قايل به برنامه ريزي هستيم، يعني طبيعتاً برنامه ريزي، خود در باطنش حسن محسوب مي شود. اما براي تعريف اينکه اگر برنامه اجرا نشد، چگونه به طور شفاف مسئوليتش تعريف و جزايش محسوب مي شود، ابهام داريم. بدون داشتن اين تعاريف، برنامه ريزي و مديريت برنامه عملاً امکانپذير نخواهد بود. اگر در قراردادهاي خود به اين الزامات برنامه ريزي توجه کنيم، مطمئن باشيد که برنامه ريزي م حور خواهد شد.
|
|