فهرست مطالب

شرکت مشاوره و مهندسي avec
ارائه کننده خدمات برنامه ريزي و کنترل پروژه
آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه سوم، واحد 303
تلفن و نمابر:
88888359-021 و 88797320-021
پست الکترونيک:
info@avec-co.com info2@avec.ir
آدرس سايت: www.avec.ir
مشترکين گرامي، شما مي توانيد مطالب، نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با اين نشريه به آدرس زير ارسال نماييد:
info@avec.ir
|

انستيتو مديريت اوک (AIM)
برگزارکننده سمينارها و دوره هاي آموزشي در زمينه برنامه ريزي و کنترل پروژه
آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه چهارم، واحد 404
تلفن: 88797227-021
نمابر: 88797225-021
پست الکترونيک: aim@avec.ir
آدرس سايت: www.aim.avec.ir
|
|
ديدار دوباره با هفت عادت مردمان مؤثر |
کتابي که آقاي استيون کاوي تحت عنوان "هفت عادت مردمان مؤثر" در اواخر دهه نود نوشت، تأثير بسزايي در نگرش مديران و سيستم هاي مديريتي در غرب داشت. البته علي الظاهر اين تأثير آنقدر عميق نبوده تا از بلايي که بر سر اقتصاد جهاني آمد جلوگيري نمايد. به نظر مي آيد که مديران شرکت هاي بزرگ به جاي اينکه مطالب اين کتاب را به کار بندند بيشتر به نمايش آن پرداخته اند تا از غافله "مديران انسان دوست" عقب نمانند. اما فکر مي کنم که نگاهي دوباره به هفت عادت مي تواند براي ما پيام هاي جديدي داشته باشد، چرا که تجربه اين چند سال هم به برداشت هاي ما در مورد هفت عادت کمک خواهد کرد.
هفت عادت را دوباره نگاه کنيم. اين عادات براي مردمان مؤثر تجويز شده است ولي به راحتي مي توان آنها را به سازمان هاي مؤثر نيز تعميم داد. اما هفت عادت:
عادت اول: پرواکتيو بودن يعني فرد يا سازمان، مسئوليت اعمال خود را در گذشته، حال و آينده بپذيرد. اين پذيرش باعث بروز واقع بيني در نزد سازمان و افراد شده، آنان را براي جبران کاستي ها آماده مي کند. به زبان پروژه اي، سازمان و يا فرد بايد به گونه اي شفاف مغايرت هاي بين آنچه که بايد مي شده و آنچه که شده را انعکاس دهد تا با شناسايي مغايرت ها زمينه رشد و ارتقا فراهم آيد. در محيطي که مخفي کاري وجود داشته باشد و هر آنچه که تلخ است به گردن ديگران انداخته شود و تنها مسئوليت شيريني ها پذيرفته گردد، بايد اطمينان داشت که حرکت به سوي نابودي خواهد بود.
عادت دوم: نتيجه گرا بودن هر کاري در واقع دو بار اتفاق مي افتد: يک بار در ذهن و بار دوم به صورت فيزيکي. درست است که کسي نمي تواند آينده را تضمين نمايد اما مي توان راجع به آنچه قصد رسيدن به آن را داريم به صورت فرضي فکر کرده، ايده اي را متصور شويم؛ سپس براي تثبيت آن ايده تلاش کنيم. بايد بتوانيم در سازمان خود ايده را مشاهده کرده، لمس کنيم تا نسبت به آن متعهد گرديم.
عادت سوم: اول کارهاي مهم را انجام دهيم يکي از تفاوت هاي بين نگرش سيستمي و غير سيستمي در اين است که از منظر سيستم تمامي کارها از يک اولويت برخوردار نيستند. لذا هنگام فهرست سازي کارها با استفاده از ايندنت (Indent) کارها را طبقه بندي مي کنيم. اما از نگاه غيرسيستمي، تمامي کارها در يک فهرست بدون طبقه قرار مي گيرند. مهم اين است که کارهاي مهم داراي اولويت بالاتري در نزد سازمان باشند.
عادت چهارم: تفکر برد- برد داشتن چنين تفکري نياز به بلندنظري دارد. بسياري تصور مي کنند که برد- برد هنگامي به وقوع مي پيوندد که برد خودشان درابتدا تضمين شده باشد، آنگاه از سر قانع کردن طرف مقابل به برد وي نيز توجه شود. تفاوت تفکر برد- برد با هر تفکري که يک طرف آن بازنده باشد، در تفاوت بين بلندنظري و تنگ نظري است. مهم اين است که سازمان و يا فرد قانع شده باشد که نعمات خداوند، شما بگوييد بازار کار، آنقدر وسيع است که بردن قسمتي از آن توسط طرف مقابل باعث کاهش سهم آن سازمان نمي گردد. اين نگرش عالي است که باعث رشد بي وقفه سازمان مي شود. برد- برد خروجي بلندنظري است، آنچه که بايد تغيير کند، اين نگاه است.
عادت پنجم: اول بفهميم بعد طلبکار شويم که بفهمند سازمان هاي موفق ابتدا سعي مي کنند رفتار و کردار طرف هاي خود را بفهمند، به جاي اينکه مدام طلبکار باشند که چرا ديگران آنان را درک نمي کنند. اين روش که ابتدا انرژي صرف کنيم تا بفهميم و بعد انتظار داشته باشيم که ما را بفهمند باعث مي شود که تمامي دست اندرکاران يک سازمان و يا يک قرارداد به وحدت نظر برسند. ما در يکي از پروژه هاي خود با کارگاه آموزشي "هم- راستايي" آشنا شديم که توسط کارشناسان شرکت ساسول ارائه شد. اين کارگاه در محيطي که تمامي ذينفعان حضور داشتند با ارائه چک ليست هايي سعي در ايجاد هم زباني، هم هدفي و هم گرايشي بين تمامي دست اندرکاران را داشت. بعد هم تلاش کرديم که اين کارگاه را در دانشگاه برقرار کنيم چرا که براي تأمين اين عادت وسيله بسيار ارزشمندي تلقي مي شد.
عادت ششم: ايجاد سينرژي سازمان هاي مؤثر، افراد مؤثر و جوامع مؤثر با احترام متقابل قادر به شکار فرصت ها و بهره برداري از آنها مي شوند. آنها حتي کار را به جايي مي رسانند که اختلاف نظرها را خوشايند مي شمارند و آنها را به مثابه توجهي خاص مي دانند که نصيبشان شده تا براي ارتقاي سازمان و يا جامعه بهره برداري کنند. اين توجه، اين شمول سازي به جاي حذف سازي است که تأثير فرد، سازمان و جامعه را در مسير رشد مشخص مي سازد.
عادت هفتم: تيز کردن اره يعني دوباره به فرآيندها نگاه کردن. همين کاري که اينک ما در اين نوشتار داريم انجام مي دهيم. نگاه دوباره، تذکر دوباره به خودمان که از مسير حرف هايي که در سال هاي گذشته زده ايم خارج نشويم. اگر بر اصولي مانند اين هفت عادت عهدي بسته ايم با تذکر دوباره به خود و سازمانمان آن عهد را تقويت کنيم. گذر زمان اين تذکر و نگاه دوباره را الزامي مي دارد.
هفت عادت در زبان پروژه اي: براي داشتن سازماني موفق و پروژه محور، و اجراي موفق پروژه ها اين هفت عادت را نهادينه سازيم:
- سازماني مسئوليت پذير بسازيم (عادت اول)
- براي پروژه ها برنامه داشته باشيم (عادت دوم)
- فعاليت هاي برنامه بر اساس اولويت ها تنظيم شده باشند (عادت سوم)
- منافع تمامي دست اندرکاران در برنامه لحاظ شده باشد (عادت چهارم)
- تمامي ذينفعان به برنامه متعهد شده باشند (عادت پنجم)
- برنامه را به صورت دوره اي مرور کنيم و بدون تحقير و بر اساس قراردادها به حل مغايرت ها بپردازيم (عادت ششم)
- نظام مميزي برنامه و عملکرد را مستقر سازيم (عادت هفتم)
|
|