مديريت تضادها در رهبري مثبت |
صاحب نظري گفته است: "مديريت تضادها همانند دوچرخه سواري است؛ لازمه آن حفظ تعادل و تمرين و تمرين و تمرين است".
تضادها مي توانند از منابع مختلفي همچون: اختلاف نظرها، کمبود منابع، فرهنگ، باورهاي مذهبي، پول يا کمبود آن، ارزش ها، اصول اخلاقي، تعصب، ارتباطات ضعيف، و پاره اي موارد ديگر سرچشمه بگيرند.
مديريت تضادها، مهارتي ضروري براي يک رهبر به شمار مي رود که بايد براي توسعه و حفظ آن تلاش نمايد. در ارتباط با تضادها، لازم است به نکات زير توجه شود:
- آيا از تمامي مواردي که تضاد يا تضادهاي بالقوه را موجب مي گردند، مطلع هستيد؟
- آيابه همه واقعيتها دسترسي داريد؟
- آيا مي توانيد برخي از علل ريشه اي تضاد موجود را تشريح کنيد؟ بکوشيد تا منبع تضاد را بيابيد.
- سريعاً به سراغ راه حل نرويد. احتمالاً چندين گزينه درپيش رو داريد.
- چه احساسي داريد؟ اگر خشمگين يا برآشفته ايد، بهتر است صبر کنيد تا خونسردي، تعادل و بي طرفي خود را بازيابيد.
- آيا فرد يا افرادي که در مواجهه با آنها قرار داريد از دوستان، افراد خانواده، يا همکاران شما هستند؟ رفتار شما در اينجا يک عامل تعيين کننده است و مي تواند پيامدهاي غيرقابل جبراني داشته باشد.
- پيامدهاي سياسي رويکرد خود را در نظر داشته باشيد.
- اقدامات و رفتارهاي اخيرخودرا مرور کنيد. آيا علت مشکل فعلي، کاري بوده است که شما انجام داده ايد؟
- از به کار بردن کلمات و عباراتي که مي تواند عکس العمل هاي منفي به دنبال داشته باشد و تضاد ايجاد کند، بپرهيزيد.
- اثبات محق بودن چقدر مي ارزد؟ آيا ارزش آن از دوستي بيشتر است؟
- پذيرفتن مسئوليت حل يک مسئله بدون توجه به اينکه چه کسي عامل آن بوده است، بهتر از آن است که به دنبال مقصر بگرديد.
- مهارت هاي گوش کردن خود را ارزيابي کنيد و بکوشيد که يک شنونده خوب باشيد.
- آماده باشيد که در صورت افزايش هيجانات، بحث را متوقف سازيد.
- وضعيت پيش آمده را با يک فرد يا دوست مطمئن و بي طرف در ميان بگذاريد تا به شما کمک کند که ديدگاه هاي طرف مقابل را بهتر مد نظر قرار دهيد.
- ببينيد آيا مشکل پديد آمده ارزش آن را دارد که وقت و نيروي خود را براي آن صرف کنيد.
- اجازه ندهيد افراد، از موارد مربوط به گذشته که ربطي به مشکل فعلي ندارد براي مستحکم تر نشان دادن جايگاه خود استفاده کنند.
|
|
نکات مهم براي موفقيت برنامه ريزي منابع |
- براي برنامه ريزي به اندازه کافي وقت صرف کنيد.
- قبل از شروع پروژه برنامه ريزي کنيد.
- به تمامي گزينه هاي موجود در ارتباط با منابع توجه کنيد.
- منابع مورد نياز را حتي الامکان از ابتدا تعيين و استخدام نماييد.
- اطمينان حاصل کنيد که مدت زمان اوليه قرارداد، به درستي تعيين شده است.
- با بالابردن مهارت نيروهاي کاري موجود، از هم اکنون براي مهارت هاي کمياب برنامه ريزي کنيد.
- براي يافتن افراد مناسب و گماشتن آنها در پروژه وقت صرف کنيد.
|
|
مديريت پروژه هاي کوچک |
خانم Sandra Rowe درکتاب خودبا نام Project Management for Small Projects ويژگي هاي يک پروژه کوچک را اينگونه بيان مي کند:
- مدت آن 6 ماه يا کمتر است.
- بصورت پاره وقت انجام مي شود.
- اعضاي تيم بيش از 10 نفر نيستند.
- به حوزه هاي مهارتي زيادي نياز ندارد.
- داراي هدف و راه حلي واحد است که به سهولت قابل دستيابي است.
- محدوده آن کوچک است.
- فقط يک تصميم گيرنده دارد و فقط يک واحد تجاري را تحت تأثير قرار مي دهد.
- به راه حل هاي اتوماتيک از منابع خارج از پروژه نيازي ندارد.
- الزامات سياسي ندارد.
- داراي اقلام قابل تحويل مشخصي است که با حوزه هاي مهارتي، وابستگي متقابل دارند.
- ارزش آن کمتر از 75000 دلار بوده، سرمايه مورد نياز آن در دسترس است.
ايجاد يک دوره آموزشي يا ساخت يک وب سايت، نمونه هايي از پروژه هاي کوچک هستند.
به نظر خانم Rowe ابزارها و فرآيندهاي استاندارد مديريت پروژه، به علت زمان کوتاه پروژه هاي کوچک و سرعت مورد نياز آنها، براي اين پروژه ها مناسب نيستند؛ اما به علت ضرورت برنامه ريزي کامل براي پروژه هاي کوچک، او مجموعه اي از ابزارها و فرآيندهاي خلاصه و مختصر را از مديريت پروژه استاندارد اقتباس کرده است، از جمله: WBS يک صفحه اي، و ماتريس ارتباطات يک صفحه اي.
در مجموع، خانم Rowe و برخي ديگر، معتقدند که در پروژه هاي کوچک بايد از ويرايش بسيار ساده شده اي از مديريت پروژه استاندارد بهره جست.
|
|
حذف عوامل ضد انگيزش |
ممکن است شما مايل باشيد هدايت و رهبري يک تيم را برعهده بگيريد اما انگيزه هاي کافي براي اين کار را در خود نيابيد.
اولين گام در ايجاد انگيزش، شناسايي عوامل ضد انگيزش و از ميان برداشتن آنهاست. عوامل ضد انگيزش را در دو سطح بايد جستجو کرد:
- سطح اول شامل عوامل بنيادي است و
- سطح دوم شامل موارد آزاردهنده روزمره اي است که باعث دلسردي شما و بازداشتن شما از خوب انجام دادن وظايفتان مي گردد.
براي حذف عوامل ضد انگيزش، جدولي سه ستوني ترسيم کنيد:
- در ستون اول، آنچه را که باعث کاهش انگيزه هاي شغلي شما مي گردد، يادداشت کنيد.
- در ستون دوم، مشخص کنيد که هر يک از موارد فوق، با چه فرکانسي به وقوع مي پيوندد؛ به صورت تصادفي و موردي اتفاق مي افتد يا دائمي و هميشگي است؟
- در ستون سوم، راه حل هاي مناسب براي برطرف کردن هر مورد را بنويسيد.
ممکن است نتوانيد تمامي اين راه حل ها را فوراً به اجرا درآوريد؛ اما تهيه اين فهرست به شما کمک مي کند تا بهتر و شفاف تر عوامل ضد انگيزش را ببينيد و در جهت حذف آنها گام برداريد.
|