بهشت و جهنم |
فردي از پروردگار درخواست کرد تا به او بهشت و جهنم را نشان دهد. خداوند دعاي او را مستجاب کرد.
او در عالم شهود وارد اتاقي شد که جمعي از مردم در اطراف ديگ بزرگ غذا نشسته بودند. همه گرسنه، نااميد و در عذاب بودند. هر يک از آنها قاشقي داشت که به ديگ مي رسيد، ولي دسته قاشق ها آنقدر بلند بود که نمي توانستند قاشق را به دهانشان برسانند. عذاب آنها وحشتناک بود.
ندا آمد: "اکنون بهشت را نظاره کن".
او به اتاق ديگري که درست مانند اولي بود، وارد شد. ديگ غذا، جمعي از مردم، همان قاشق هاي دسته بلند و ... . ولي در آنجا همه شاد و سير بودند.
آن مرد گفت: "نمي فهمم!!! چرا مردم اينجا شادند ولي در اتاق ديگر بدبختند، با آنکه همه چيزشان يکسان است؟".
ندا آمد که در اينجا آنها ياد گرفته اند که يکديگر را تغذيه کنند. هر کسي با قاشقش غذا را در دهان ديگري مي گذارد چون اطمينان دارد که کسي هست که در دهانش غذايي بگذارد.
(منبع: سايت راهکار مديريت)
|
| معماي بطري هاي نوشابه |

بالني در نقطه اي برفراز درياي مديترانه ساکن ايستاده است. شخصي از درون اين بالن دو بطري نوشابه را که يکي از آنها پر و ديگري خالي است، به طور همزمان بيرون مي اندازد. کداميک از دو بطري زودتر به زمين برخورد مي کند؟
|
| مدير فداکار! |
مديري به همراه 10 نفر از کارکنانش از طناب بالگردي که براي نجات آنها آمده بود، آويزان بودند. طناب تحمل وزن همه آنها را نداشت. کمک خلبان از آنها خواست که يک نفر داوطلبانه طناب را رها کند تا ديگران نجات يابند.
مدير که ديد هيچکس داوطلب نمي شود، گفت که حاضر است طناب را رها کند ولي قبل از اين کار مايل است براي آخرين بار براي کارکنانش سخنراني نمايد.
او به کارکنان خود گفت: "چون شما حاضريد براي سازمان دست به هر کاري بزنيد و چون در مورد حقوق و مزاياي خود هيچ گله و شکايتي نداريد و بدون هيچگونه چشمداشتي پس از خاتمه ساعت کار در اداره مي مانيد من براي نجات جان شما طناب را رها خواهم کرد".
به محض آنکه سخنان مدير تمام شد، کارکنان که به وجد آمده بودند، همگي شروع کردند به دست زدن و ابراز سپاسگزاري از مدير فداکار خود!
|
| جدول شماره 25 |
- هر کس که در پاسخ به يک "دعوت به مناقصه"، پيشنهاد خود را ارائه کرده باشد.

- يک سود اضافي. مجموع پرداخت به يک کارمند، بيشتر و بالاتر از حقوق عادي او.
- تغييري بر يک سند يا طرح.
- کسي يا چيزي خارج از سيستم که با سيستم در فعل و انفعال متقابل است.
- سود تقسيم بر هزينه.
- يک وظيفه (task) يا مجموعه اي از وظايف که به منظور ايجاد يک قلم قابل تحويل، تقبل مي شود.
- فعاليت يا واقعه اي که تأخير آن، باعث تأخير در واقعه مهم ديگري، که معمولاً تکميل يک پروژه يا تکميل مرحله عمده اي در يک پروژه است، خواهد شد.
- وظايف، مأموريت ها، و مسئوليت دستاوردهاي مرتبط با يک منصب معين در سازمان.
- اصلاح کار معيوب. مي تواند قبل از، در طي، يا بعد از بازرسي يا تست، انجام شود.
- واگذار نمودن نوعي قدرت همچون اختيار، مسئوليت، حسابدهي، و غيره.
|

"My team has created a very innovative solution,
but we're still looking for a problem to go with it."
|
پاسخ جدول شماره 24
|