خبرنامه مديريت پروژه
دوره سيزدهم، شماره 6، مهر ماه 1390
خبرنامه داخلي شرکت مشاوره و مهندسي انديشه وران
صفحه 1

فهرست مطالب
کار، مسئوليت، تا آخرين نفس 1
جشن دومين جايزه ملي پروژه برتر ايران
اولين کنفرانس بين المللي و پنجمين کنفرانس ملي مديريت تکنولوژي
فراخوان مشارکت سازمان ها و شرکت هاي صاحب فناوري جهت تدوين کتاب 100 فناوري برتر ايران
2
تفويض اختيار
نکاتي جهت بهبود مهارت هاي ارائه مطلب
فيلتر محدوده و کاربرد آن
3
2 طرح پتروشيمي تا پايان امسال در عسلويه به بهره برداري مي رسد
قطعه نهايي خط لوله گاز صادراتي ايران به پاکستان در دست اجراست
قطب جديد توليد محصولات پتروشيمي در استان فارس شکل مي گيرد
2 پلتفرم و 11 محصول جديد در برنامه آتي ايران خودرو
رشد 16 درصدي توليد ايران خودرو ديزل در سال جهاد اقتصادي
سهم 45 درصدي ايران خودرو در طرح خودروهاي فرسوده
4
ويژگي هاي يک رئيس خوب
معرفي تکنيک هاي خلاقيت (7) :
دورهاي متوقف شونده (Trigger Sessions)
5 نکته براي تکميل پروژه تحت بودجه
5
مديريت شايعات در محيط کار
بحران و مديريت آن
مديريت ذينفعان
مديريت استرس از طريق تصويرسازي ذهني
6
تصميم گيري با لوبيا!
يک داستان عجيب!
جدول شماره 46
7
جان‌ اوکلند (John Okland)
در ارتباط با کيفيت
کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (47)
شانس ما را موفق ‌مي‌کند، يا ما شانس را به موفقيت تبديل مي‌کنيم؟
8


شرکت مشاوره و مهندسي avec
ارائه کننده خدمات برنامه ريزي و کنترل پروژه

آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه سوم، واحد 303

تلفن و نمابر:
021-88888359 و 88797320-021

پست الکترونيک:
info@avec-co.com
info2@avec.ir

آدرس سايت: www.avec.ir

مشترکين گرامي، شما مي توانيد مطالب، نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با اين نشريه به آدرس زير ارسال نماييد:
info@avec.ir



انستيتو مديريت اوک (AIM)
برگزارکننده سمينارها و دوره هاي آموزشي در زمينه برنامه ريزي و کنترل پروژه

آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه چهارم، واحد 404

تلفن: 88797227-021

نمابر: 88797225-021

پست الکترونيک: aim@avec.ir

آدرس سايت: www.aim.avec.ir


کار، مسئوليت، تا آخرين نفس

ضايعه درگذشت آقاي استيو جابز، مديرعامل شرکت اپل، از بسياري جهات يادآور واقعياتي بود که نيازمند بحث دوباره و چندباره مي باشد. بله ايشان آدمي بود که نمي خواست کسي از زندگي خصوصيش مطلع باشد و بله در روزهاي آخر عمر خود بي مهابا مايل بود که فرزندانش به دلايل عدم حضور وي در محيط آنان پي ببرند و مجموعه اي از داستانها که مي توانند سوژه هاي مناسبي براي آقاي ايزکسون (اسحاق زاده) که مسئوليت نوشتن زندگينامه وي را بر عهده دارند، باشند. اما شايد وسايل ارتباط جمعي کمتر به اين نکته مي پردازند که آقاي جابز در مقام رئيس هيئت مديره شرکت اپل از دنيا رفت. اين سمتي بود که ايشان پس از استعفا از مقام مديريت عاملي شرکت در ماه آگوست متقبل شده بودند، يعني تنها دو ماه پيش.
  • راستي چه مي شود که فردي با دانش اينکه مرضي لاعلاج دارد تا آخرين لحظه عمر خود به کار مي چسبد؟
  • آيا اين افراد رضايت اطرافيان خود را در اين دنيا به دست مي آورند يا اينکه توشه اي براي آن دنياي خود ذخيره مي کنند؟
  • چرا در اين واپسين لحظات عمر اين دنياي خود، با علم به اينکه در آينده اي بسيار نزديک زندگي را تمام خواهند کرد، به دعا و نيايش و استغفار و طلب آمرزش نمي پردازند؟
  • يعني به درآمد حاصل از کار خود تا اين حد نياز دارند؟
  • به واقع به ثروت استيو جابز در اين مدت دو ماهه چيزي علاوه بر هفت ميليارد دلاري که تخمين مي زدند، اضافه شده است؟
اين سؤالات را داشته باشيد.

تنها سه هفته قبل از وفات آقاي جابز کشور ما با يک معضل حسابداري نيز مواجه شد. گفتند اختلاس و ما که نفهميديم چه شده. اما مهم از ديدگاه بنده و قرابتش با داستان آقاي استيو جابز اين بود که آنان را که مي شد گرفتند و ديگران هم رفتند. حال اين سؤال مطرح مي شود که اگر براي آقاي استيو جابز موضوعي شبيه به اين مطلب به وجود آمده بود و گفته مي شد که ايشان از شرکتش و يا در ارتباط با دولتش خلاف کرده، آيا ايشان هم به کانادا و يا کشور ديگري رفته و عطاي آنچه بوده را به لقايش مي بخشيدند؟ سابقه آقاي جابز هنگام اخراجش از اپل و درگيري ايشان با دادگاه هاي مختلف نشان مي دهد که چنين انتظار نمي رفت.
چه تفاوت هايي بين اين دو طيف از مديران هست که باعث مي گردد که يکي تا آخرين لحظات عمرش به کار پرچالش بچسبد و ديگري به محض احساس خطر در رود؟ حال سؤالاتي ديگر را مطرح مي کنيم:
  • آقاي بيل گيتس در مواجه شدن با مشکلات مايکروسافت مي ماند يا در مي رود؟
  • آقاي وارن بافت در مواجهه با مشکلات، مي ماند يا مي رود؟
  • آقاي لري اليسون، مديرعامل اوراکل، مي ماند يا مي رود؟
  • مديران شرکت هاي دولتي مي مانند يا مي روند؟
تفاوت بين اين دو طيف از مخاطبين اين نوشته، در بحث مالکيت است. بنده باور ندارم که آقاي استيو جابز براي ثروت بيشتر، تا آخرين روز کار مي کرد!! اما ايشان به واسطه مسئوليتي که در قبال ده ها هزار خانواده اي که به شرکت ايشان وابسته بودند، بايد پاسخگو مي بود. انتخاب خانه نشيني و پرداختن به امور شخصي و کناره گيري از کار، براي همه قابل قبول بوده اما از منظر افرادي به مانند استيو جابز، اين عمل بسيار خودخواهانه مي نموده که حاضر به تن دادن به آن نبودند. اين قدرت و مسئوليت پذيري داشتن مالکيت در مقابل نداشتن آن است. به مانند استيو جابز را شما مي توانيد در بازار تهران به وفور پيدا کنيد؛ آنان که مالکيت بر دارايي خود را از طريق کار کردن و يا ارث بردن از خانواده خود به دست آورده اند. آنان که در مقابل کارکنان خود مسئوليت دارند و بر اساس تقويم کار نمي کنند. آنان که مي توانند در توسعه اقتصاد و سطح زندگي کشور خود نقش ايفا کنند و مؤثر باشند؛ همين افرادند که در مواقع دشوار، فرار را بر قرار ترجيح نمي دهند. در يک کلام، بخش خصوصي؛ نه دولتي و نه مخصوص! تا زماني که مالکيت بخش خصوصي شناخته نشود و ثروت به واسطه کار کردن و يا ارث بردن توزيع نگردد، بايد شاهد فرار مديران بي کفايت باشيم. خدايشان بيامرزد آن مردان و زناني را که از شانتاژها نهراسيدند و تا آخرين لحظه زندگي به پاي توسعه بشريت ايستادند.