جان اوکلند (John Okland) |
پروفسور اوكلند مدير اجرايي مركز مشاوره اوكلند و رئيس قسمت آموزش و پژوهشي اين مركز بوده، در دانشگاههاي ليدز و برادفورد انگلستان نيز تدريس مي كند. او كتابهاي متعددي تأليف نموده كه از آن جمله اند:
- مديريت جامع كيفيت
- كنترل آماري فرآيند و مديريت توليد و اجرا
- سازمان هاي برتر
وي در كتاب سازمان هاي برتر، يك چهارچوب منطقي را تشريح کرده است كه سازمان ها مي توانند براي شناسايي عوامل كليدي موفقيت، گام به گام از آن پيروي کنند و جهت حركت سازمان را با طرح پرسش هاي زير، تعيين نمايند:
- به چه مي خواهيم برسيم؟
- رسالت سازمان چيست؟
- عوامل حياتي موفقيت چيست؟
- چگونه مي فهميم كه به اين اهداف رسيده ايم؟
- شاخص هاي کليدي عملكرد كدامند؟
دكتر اوكلند عوامل زير را در دستيابي به مديريت جامع كيفيت مؤثر مي داند:
- برخورد افراد سازمان با مراجعه کنندگان (حتي آنهايي که مشتري خارجي هم نيستند)، به عنوان يك مشتري، شناسايي نيازهاي آنها، و حصول اطمينان از مطابقت عملكرد فرآيندها با نيازهاي مشتريان
- اِعمال سيستم مديريت مبتني بر فرآيندها و در پي آن، استفاده از ابزارها و روش هايي جهت اندازه گيري عملكرد فرآيندها و همچنين رضايت مشتري
- مشارکت و درگير شدن افراد و تيم هاي سازمان در فرآيندهاي مختلف
|
| در ارتباط با کيفيت |

- تعيين اهداف کيفيت: قبل از آنکه بتوانيد تصميمات مناسبي در مورد مسائل مربوط به کيفيت اتخاذ کنيد، بايد اهداف کيفيتيي را که لازم است در اين پروژه بدانها دست يابيد، تعيين نماييد. اين امر با مراجعه به پروژه هاي قبلي، بهتر انجام خواهد گرديد.
- برنامه ريزي براي دستيابي به اهداف کيفيت: پس از تعيين اهداف کيفيت، مي توانيد فعاليت هاي لازم براي دستيابي به آن اهداف را برنامه ريزي کنيد. اگر با توجه به کيفيت پروژه هاي قبلي، نياز باشد کيفيت را بهبود بخشيد، به چه ميزان زمان بيشتر نياز خواهيد داشت؟ آيا براي 10 درصد افزايش کيفيت، لازم خواهد بود که زمان فعاليت هاي مربوط به کيفيت نيز 10 درصد افزايش يابد؟
- دستيابي به اهداف کيفيت: معمولاً با سرمايه گذاري مناسب بر روي کيفيت، مي توانيد اطمينان داشته باشيد که به سطوح کيفيتي مورد نياز، دست خواهيد يافت، در حالي که محدوديت هاي پروژه را نيز رعايت خواهيد نمود.
|
| کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (47) |
Uncertainties: در تئوري تصميم و آمار، تفاوتي معين است که ميان يک وضعيت مخاطره آميز و يک وضعيت اطمينان، پديد آمده است.
Uncertainty: شک و ترديد در مورد ميزان شرايط کليدي آينده، مانند سطح تقاضا، نرخ سود، يا تورم.
Unstructured Decisions: وضعيت اين نوع از تصميم، پيچيده است و هيچ راه حل استانداردي براي رفع اين وضعيت وجود ندارد. برخي يا تمامي عناصر اين وضعيت تصميم، تعريف نشده، بد تعريف شده، يا نامعلوم مي باشند.
Unstructured opportunities: فرصت هايي که مبهمند، به دليل آنکه وقايع کليدي مورد نياز براي ايجاد نتايج مطلوب، قطعي نيستند.
Unstructured problems: مسائلي که ميزان بديهي بودن آنها ناکافي است زيرا بيشتر اجزاي آنها نامعلومند.
|
| شانس ما را موفق ميکند، يا ما شانس را به موفقيت تبديل ميکنيم؟ |
در مورد موفقيت سه باور وجود دارد:
- موفقيت شانسي است. اگر بر اين باور باشيم که موفقيت شانسي است، چقدر براي کسب آن تلاش مي کنيم؟ مسلم است، هيچ!
- موفقيت ذاتي است. عده اي معتقدند که افراد موفق، موفق زاده مي شوند. بر اين باور، اگر خود را يک انسان موفق بدانيم زياد بد نيست، ولي اگر خود را يک انسان ناموفق بدانيم چه؟ بهتر است براي کسب موفقيت تلاش کنيم يا براي دوباره متولد شدن؟
- موفقيت اکتسابي است. اين بهترين باوري است که مي توان نسبت به موفقيت داشت. اگر معتقد باشيم که مي توانيم موفقيت را به دست آوريم، بعد از کسب موفقيت اول، دومي را هم بسرعت به دست خواهيم آورد و سومي… و همين طور موفقيت هاي بعدي را؛ يعني موفقيتي نامحدود کسب خواهيم کرد! همچنين اگر در اين ميان شکست بخوريم با انرژي و پشتکار، به تلاش خود ادامه خواهيم داد.
|