ورودي تصادفي، ابزاري جهت افزايش خلاقيت |
ورودي تصادفي، يکي از ابزارهاي تفکر جانبي است و هنگامي که در حل يک مسئله به ايده هاي تازه و چشم اندازهاي نو نياز داشته باشيم، مي تواند بسيار مفيد باشد.
ما معمولاً تمايل داريم که براساس الگوهاي ذهني قبلي خود بينديشيم. ما برمبناي تجربيات گذشته خود و پيامدهاي آن تجربيات، نسبت به اين الگوها واکنش نشان مي دهيم. اما گاهي در دام اين الگوها اسير
مي شويم. ممکن است در يک الگوي خاص، راه حل مناسبي براي مسئله خاصي که با آن مواجه هستيم، وجود نداشته باشد.
به منظور استفاده از روش ورودي تصادفي، از يک واژه نامه يا فهرستي از واژه ها، به طور تصادفي يک اسم انتخاب مي کنيم. بهتر است اين اسم، يک چيز ملموس و قابل رؤيت باشد نه يک مفهوم. اين اسم را
به عنوان نقطه آغاز طوفان فکري جهت حل مسئله خود، مورد استفاده قرار مي دهيم.
اگر اسم انتخاب شده به حوزه اي متفاوت از تجربيات قبلي ما تعلق داشته باشد، ممکن است ديدگاه هاي جديد خوبي را براي ما به ارمغان بياورد. انتخاب يک واژه مناسب، دامنه ايده هاي جديد را در طوفان فکري گسترش خواهد
داد. البته گاهي نيز واژه انتخاب شده، مفيد واقع نمي گردد؛ در اين صورت بهتر است واژه ديگري انتخاب شود.
|
تجزيه و تحليل علل ريشه اي مشکلات |
هنگامي که در محيط کار با مشکلي مواجه مي شويد، چگونه با آن برخورد مي کنيد؟ آيا به سرعت به برطرف نمودن مشکل و نشانه هاي ظاهري آن مي پردازيد يا سعي مي کنيد با تعمق بيشتر، علت هاي اصلي بروز آن را بيابيد؟
در صورت اول، شما تنها به ظاهر مشکل را حل کرده ايد و تقريباً با اطمينان کامل مي توان گفت که آن مشکل مجدداً بروز خواهد کرد و شما بارها و بارها با همان مشکل مواجه خواهيد شد.
درعوض، اگر با نگاهي عميق تر مشکل را مورد تجزيه و تحليل قرار دهيد و به کشف علل اصلي و ريشه اي آن بپردازيد، قادر خواهيد گشت به طور کامل آن را برطرف سازيد.
علل و عوامل مشکلات را به سه دسته اصلي مي توان تقسيم نمود:
علل و عوامل فيزيکي:
اقلام ملموس فيزيکي خراب شده اند يا از کار افتاده اند.
علل و عوامل انساني:
افراد، کاري را نادرست انجام مي دهند يا کاري را که بايد انجام دهند، انجام نمي دهند. معمولاً علل و عوامل انساني، علل و عوامل فيزيکي را در پي خواهد داشت.
علل و عوامل سازماني:
سيستم، فرآيند يا خط مشي مورد استفاده جهت اتخاذ تصميمات يا انجام کارها، اشتباه است.
توجه داشته باشيد که هيچيک از اين عوامل نبايد ناديده گرفته شوند.
|
کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (7) |
Concept: واژه يا گروهي از واژگان که حقايق، وقايع يا ايده هاي معيني را در يک رده، خلاصه يا طبقه بندي مي کند
Conceptualization: فرآيند شفاف سازي و مشخص نمودن مفهوم متغيرهاي يک مسئله يا فرضيه به منظور تسهيل
بررسي تحقيقات مرتبط، از طريق تصحيح و توسعه يک فرضيه شفاف، جامع و قابل آزمون
Conditional Probability: احتمال مشخص معلوم، براساس معلوم بودن پيشامدهاي ديگر
Conditioning Possibility: اثرات عدم اطمينان بر يک احتمال ديگر
Conflict: عدم توافق مابين افراد با علايق، ديدگاه ها يا گرايشات مختلف که باعث اختلالات حسي و استرس مي شود
Consequences: انتظارات ناشي از اقدام تصميم گيرنده که ممکن است هرگونه پيامد معين يا ناخواسته اي باشد
Conspicuous Alternatives: شيوه هاي سنتي يا عادي پاسخگويي به مسائل عمقي که از ابتداي فرآيند تصميم بروز مي کند
Constituent: طرف ذي نفعي که انتظار مي رود تصميم گيرنده از جانب او اقدام نمايد
|