نوآوري، امري دروني |
سازمان ها نوآوري نمي کنند؛ نوآوري کار انسان هاست، انسان هاي خلاق، انسان هاي ملهم، انسان هاي متعهد. نوآوري از درون انسانها آغاز مي شود. نقش سازمان ها، همانند نقش مديران، آن است که راه
را براي اين افراد هموار سازند. در اين راستا، سازمان ها در عين حال که مي کوشند سيستم هاي پشتيباني، فرآيندها و پروتوکل هاي لازم را تهيه کنند، لازم است به خاطر داشته باشند که اين سيستم ها، فرآيندها
و پروتوکل ها، راه حل نيستند؛ آنها مفهوم هستند نه محتوا؛ آنها پوسته هستند نه هسته؛ آنها فهرست غذا هستند نه خود غذا.
ممکن است يک سخنران با شور و حرارت بسيار به سخنراني در مورد مثلاً خودسازي بپردازد، اما اين موعظه تنها به افراد يادآوري مي کند که بايد چيزي را تمرين کنند، و لزوماً باعث تغيير رفتار آنها نمي شود.
تغيير بايد در درون قلب و مغز هر فرد ايجاد شود و نمي توان براي آن قانوني وضع نمود. به همين ترتيب، سازمان هايي که در نظر دارند فرهنگ نوآوري در آنها رواج پيدا کند، نيازمند يک تغيير دروني در افراد
خود هستند. افراد بايد چيزي را در درون خود تجربه کنند که باعث شکوفايي و رشد خلاقيت آنها بشود. آنها در منزل، در اتومبيل، و حتي در خواب، به پروژه خود خواهند انديشيد و نياز چنداني به
"مديريت از خارج" نخواهند داشت. انگيزش دروني بايد شکوفا شود. افراد به ابداع و نوآوري دست مي زنند نه از آن جهت که از آنها خواسته شده، بلکه بدين علت که خود مي خواهند.
اگر مايليد فرهنگ نوآوري در سازمان شما پديدار گردد، به دنبال يافتن روشي براي کمک به شکوفايي دروني افراد سازمان خود باشيد.
|
تصميم گيري گروهي |
بسياري اوقات، دو يا چند فکر مي تواند بهتر از يک فکر باشد، با اين شرط که بدانيد چگونه نقاط قوت گروه را شناسايي کنيد و از نقاط ضعف آن اجتناب نماييد.
گروه ها مي توانند مزاياي متعددي داشته باشند، ازجمله فراهم آمدن:
- دامنه گسترده تري از دانش و تجربه
- انرژي و منابع بيشتر جهت مواجهه با مسئله
- انگيزش بيشتر (افراد هنگامي که ديگران به آنها اعتماد کنند، سختکوش تر مي شوند.)
اما ممکن است مضراتي نيز داشته باشند؛ احتمال دارد اعضا:
- در گروه احساس فشار بکنند و مايل نباشند که نظرات جديد يا بحث برانگيز ارائه نمايند.
- احساس کنند که نمي توانند بي طرف باشند، يا ايده هاي ديگران را مورد انتقاد قرار دهند.
- گردهم آيند و به جاي گفتگو، با يکديگر مشاجره کنند.
- براي انجام کارها به ديگران متکي شوند.
|
7 قانون براي تضمين شکست پروژه |
رعايت قوانين زير، شکست کامل پروژه شما را تضمين مي کند؛ مي توانيد با مسئوليت خود، آنها را امتحان کنيد!
فقط تحويل دهي.
به خاطر داشته باشيد که وظيفه اصلي شما تحويل دادن نتايج در موعدهاي مقرر است. آنقدر توجه خود را به اين مسئله معطوف داريد که مسائل فرعي مانند تضمين کيفيت، تست ها، ارتباطات، مديريت تيم
و داشتن کمي مروت را از ياد ببريد.
برنامه ريزي، کاري عبث.
از آنجا که شما از همکاري مشاوران و طراحان بسيار زيرکي برخوردار هستيد، نيازي نيست که هزينه هاي بالاسري برنامه ريزي و کنترل پروژه را متحمل شويد.
تيم خود را به کار بيشتر وادار کنيد.
رمز موفقيت براي تحويل دادن به موقع نتايج تحت بودجه مقرر، آن است که تا مي توانيد افراد تيم را به کار بيشتر وادار نماييد؛ به جاي استخدام افراد بيشتر، مقداري قهوه بخريد و به اعضاي تيم بدهيد تا کمتر بخوابند
و بيشتر کار کنند. به خود اجازه بدهيد که در تمامي جزئيات کار آنها دخالت کنيد.
بازندگان به ارتباطات توجه مي کنند.
همه گروه ها بايد با موضوعات مديريت پروژه آشنا باشند. اگر کسي توضيح بيشتري از شما خواست، از يک پادو بخواهيد که مقدار زيادي مدارک و مستندات تهيه کند؛ البته هيچ اهميتي ندارد که اين مستندات، بيانگر مطلبي نباشند.
تشکيل جلسات، بسيار مهم است؛ بکوشيد حداقل روزي 4 يا 5 جلسه با اعضاي تيم خود تشکيل دهيد. تهيه دستور جلسه، چيزي جز اتلاف وقت نيست؛ پس از تشکيل جلسه از افراد بپرسيد که در مورد چه موضوعي
مايلند صحبت کنند. اگر کسي جرأت کرد در مورد طرح پروژه از شما سؤال کند، به او پرخاش کنيد.
اجراي يک مرحله اي.
وقت خود را براي اجراي مرحله به مرحله پروژه تلف نکنيد؛ همانگونه که جهان يک باره خلق شد، شما نيز پروژه خود را در يک مرحله بزرگ به اجرا درآوريد. شما همواره فرصت بازگشت و جبران خطاهاي خود را
خواهيد داشت. مهم آن است که اقلام قابل تحويل را به موقع تحويل دهيد.
استفاده از شعور حسي.
واقعاً نيازي نيست که با تمامي مفاهيم مرتبط با نمودار گانت، ساختارهاي شکست، تجزيه و تحليل هزينه ها و ... آشنا باشيد؛ شعور حسي شما کفايت مي کند. فقط تعداد زيادي افراد زيرک را در پروژه به کار بگماريد،
آنها را وادار کنيد روزي 20 ساعت کار کنند، و منتظر شويد تا اقلام قابل تحويل، آماده شوند.
برخورد درست با کارفرما.
هرکاري از دستتان برمي آيد بکنيد تا تمامي خواسته هاي کارفرما را برآورده سازيد، صرف نظر از اينکه ممکن است اين خواسته ها عاقلانه نباشند يا پروژه شما را با تأخير مواجه سازند. تنها کافي است به افراد تيم خود فشار
بيشتري وارد کنيد تا از آخرين باقيمانده هاي انرژي خود نيز استفاده کنند.
|

"Don't tell them we failed. Tell them we decided to temporarily postpone our success."
|