هدايت مؤثر مباحثات تيم |
براي گروهي از افراد با مهارت هاي مختلف، بايد تمامي ويژگي هاي يک رهبر بزرگ را داشته باشيد. بايد بياموزيد که چگونه بحث ها را هدايت کنيد و به طور مؤثر به مديريت افراد با خصوصيات فردي متفاوت بپردازيد.
شما نمي دانيد که افراد تيمتان در گذشته چه تجربيات خوب يا بدي داشته اند؛ نقش شما به عنوان يک رهبر، با پايه ريزي ارتباطات متقابل خوب بين اعضاي تيم آغاز مي شود. بدين منظور:
- محيطي امن و راحت فراهم کنيد تا همه افراد به ارائه ايده ها و نظريات خود تشويق شوند.
- از همه بخواهيد که در مباحث شرکت کنند و افراد ساکت تر را به صحبت کردن ترغيب نماييد.
- از مهارت هاي گوش کردن مؤثر، مانند جمع بندي مطالب و پرسيدن سؤال جهت وضوح بيشتر آنها، استفاده کنيد.
- بر احترام متقابل به يکديگر تأکيد داشته باشيد؛ براي کارهايي که به زمان و مهارت بيشتري نياز دارند، منشوري جهت تعريف اهداف تيم و چگونگي انجام کارها توسط افراد تيم تهيه کنيد.
- ابزارهاي تصميم گيري مشارکتي را مورد استفاده قرار دهيد و سعي کنيد نسبت به همکاري مؤثر و تعهد افراد تيم، اطمينان حاصل نماييد.
|
بهبود محصولات و خدمات |
Reversal فرآيند ساده اي است که مي توانيد از آن به عنوان ابزاري مناسب جهت بهبود محصولات و خدمات استفاده کنيد. براي به کارگيري اين ابزار، پرسشي را مطرح کنيد که کاملاً متضاد با سؤالي باشد
که در پي يافتن پاسخ آن هستيد؛ سپس پاسخ هاي به دست آمده را براي رسيدن به نتايج مطلوب، مورد استفاده قرار دهيد.
به عنوان مثال، فرض کنيد که مي خواهيد پاسخگويي يک مرکز خدمات پس از فروش را بهبود بخشيد. جهت به کارگيري فرآيند Reversal بايد بپرسيد: "چگونه مي توانيم رضايت مشتريان را کاهش دهيم؟".
با مطرح کردن اين پرسش ممکن است پاسخ هاي زير را دريافت نماييد:
- به تلفن هاي مشتريان پاسخ داده نشود.
- تماس هاي تلفني به قسمت هاي مربوطه ارجاع داده نشود.
- افرادي مسئول پاسخگويي به تلفن ها باشند که اطلاعات کافي نداشته باشند.
- افراد گستاخ به پاسخگويي تلفن ها گمارده شوند.
- پيشنهادهاي غلط به مشتريان ارائه شود.
با توجه به اين پاسخ ها، شما بايد اطمينان حاصل کنيد که افرادي مناسب، به شيوه اي مؤثر و مؤدبانه به تلفن هاي مشتريان پاسخ مي دهند. همچنين لازم است برنامه هاي آموزشيي ترتيب دهيد تا مطمئن شويد که توصيه ها
و پيشنهاداتي که اين افراد به مشتريان ارائه مي کنند، درست و مؤثر است.
|

Success is not just money in the bank but a contented heart and peace of mind.
(Sarah Ban Breathnach)
|
کلمات و عبارات کليدي تصميم گيري (8) |
Constraint: نمايش رياضي چند متغير حالت در يک مسئله برنامه ريزي رياضي، که براي
بهينه کردن تابع ارزش با توجه به متغيرهاي کليدي آن بايد مدنظر قرار گيرند.
Consultant: کسي که براساس يک درخواست يا براي دريافت حق الزحمه، در ارتباط با يک مسئله تصميم گيري فردي، گروهي يا سازماني،
اطلاعات را در کنار يکديگر قرار مي دهد، يک پايگاه دانش ايجاد مي کند، و توصيه هاي تخصصي ارائه مي نمايد.
Context: آنچه که سوابق و نظريات مربوط به يک تصميم را شامل مي شود و معاني و مفاهيم را مي توان از آن استخراج نمود.
Contributor: مشخصه اي که به دليل تأثير آن بر برخي از معيارها مورد توجه قرار مي گيرد اما خود، يک معيار نيست.
Core model: يک مدل ساده از نظر ساختاري که مستقيماً به ارزيابي هدف اشاره مي کند.
|