فهرست مطالب

شرکت مشاوره و مهندسي avec
ارائه کننده خدمات برنامه ريزی و کنترل پروژه
آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه سوم، واحد 303
تلفن و نمابر:
88888359-021 و 88797320-021
پست الکترونيک:
info@avec-co.com
مشترکين گرامي، شما مي توانيد مطالب، نظرات و پيشنهادات خود را در ارتباط با اين نشريه به آدرس زير ارسال نماييد:
n.pornour@avec.ir
|

انستيتو مديريت اوک (AIM)
برگزارکننده سمينارها و دوره های آموزشی در زمينه برنامه ريزی و کنترل پروژه
آدرس:
تهران، خيابان آفريقا، بين ميرداماد و جهان کودک، برج نگين، طبقه چهارم، واحد 404
تلفن: 88797227-021
نمابر: 88797225-021
پست الکترونيک: aim@avec.ir
آدرس سايت: www.aim.avec.ir
|
|
مهندسي پايه نظام مديريت پروژه |
سال ها در دانشگاه درس برنامه ريزي ارائه مي کردم. به واسطه فعاليت وسيع درصنعت هم که در بستر شرکت اَوِک شکل گرفته بود، کلاس هاي دانشگاهي من هم به عنوان کلاس هاي کاربردي شهرت يافته بودند.
يعني به زعم دانشجويان، معلم اين کلاس کسي بود که داشت از قِبَل همان چيزي که درس مي داد، ارتزاق هم مي کرد و اين مطلب براي آنان اطمينان دهنده بود!
تجربه سال ها در سايت هاي کوچک و بزرگ پروژه ها، آموخته هاي اين معلم را به چالش کشيدند و اينک بايد مواردي را صادقانه اعتراف کنم.
آنچه من در کلاسهايم آموزش مي دادم همان مطالبي بود که در کتب عمدتاً چاپ غرب درج شده بود.
به تجزيه و تحليل انتزاعي موضوعات مي پرداختم وپس ازهضم تئوريک آنها، باتعصب به خورد دانشجويان و حاضرين مي دادم. در اين بين دانشجويان يا سؤالات خيالي مي پرسيدند، چرا که با دنياي واقعي پيرامون خود
آشنا نبودند، يا خواهان اطلاعاتي بودند که در آن سوي آبها موضوعيت پيدا مي کرد، چرا که آن موضوعات برايشان اهميت بيشتري داشت. پاسخ هاي من هم بديهي است که از همان قماش سؤالات بودند. اولين مطلبي
که در اين نوع محاورات محلي از اعراب نداشت، توجه به سايز و اندازه موضوعات بود. عمده تکنيک هاي برنامه ريزي مکتوب شده، مربوط به راه حل هايي بود که شرکت هاي چند مليتي با حجم نيروي کار عظيم
از آنها بهره برده بودند. شرکت هايي که مثلاً داراي 4000 شعبه در آمريکاي شمالي بودند، يا اينکه 1،200،000 نفر را به عنوان نيروي کاري در استخدام خود داشتند. بزرگترين شرکت هاي ما،
به غير از خود دولت، داراي چنين خصوصياتي نيستند. من در طي آموزشهاي دانشگاهي خود به دانشجويان راه حل هايي را ارائه مي کردم که براي سايز و اندازه اکثر صنايع ما مناسب نبود. نمي شود روش برنامه ريزي سطح به سطح
را که در شرکتي چند هزار نفره کاربرد دارد، عيناً در واحدهايي که زير پنجاه نفر نيرو دارند، به کار برد. اين موضوع ساده از ديد من پنهان شده بود و ساده انديشي من حاصلي براي وضعيت صنايع کشورم نداشت.
وقايع دانشگاه تنها نيمي از داستان ساده انديشي من بود؛ نيمي ديگر در صنعت شکل مي گرفت. آفتي که صنعت پروژه اي ما را گرفتار کرده بود، ترس بود. ترس از مواجه شدن با تئوري ها، و پناه بردن به تجارب عمدتاً تلخ،
در پوشش بومي سازي. آنچه در پروژه ها شاهد بودم به کار بردن تکنيک هايي (از اين لغت استنباط تئوريک نکنيد) بود که هيچ نشانه اي در مباحث تئوريک نداشتند و تکيه آنها به يک اصل بود و بس: تجربه.
مباحث تئوريک دانشگاه که زائيده مستندات کتب چاپ شده در غرب و نتيجه موفق شرکت هاي بسيار غربي بوده، از يک طرف، و تجارب بومي سازي موضوعات علمي، از طرف ديگر،
وضعيت پروژه هاي ما را به لحاظ مديريتي در شرايطي قرار داده که راضي کننده نيستند. ما مسلماً نياز به بومي سازي داريم، اما بومي سازيي که براساس اصول تئوريک باشد و ناقض مباني اثبات شده محدوده هاي علمي نباشد.
ولي براي انجام اين مهم، نياز به جرأت است. جرأتي که بر پايه دانش و آگاهي به محدوده علوم مديريتي و برنامه ريزي باشد. بايد جرأت کرد که از پوسته پوسيده و ايده خفه کن
الگوهاي غربي خارج شد، و بايد جرأت کرد که تجارب به دست آمده را براساس مباني و اصول مديريت نقد کرد و خلاقيت نشان داد. اين تجارب بايد آنچنان شکل داده شوند که به صورت مثبت به کار آيند. نظام مديريت
پروژه در ايران نياز به يک مهندسي پايه دارد تا به لحاظ اندازه و مقياس، براساس اصول و مباني طراحي گردد و گره از کار ما بازنمايد. بهترين بستر انجام اين طراحي کجاست؟ دانشگاه، دولت، يا شرکت هاي خصوصي؟
|
|