چگونه مي توان دنيا را تغيير داد؟ |

بر سنگ مزار كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است: "كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر كه شدم، فهميدم دنيا خيلي بزرگ است، من بايد انگلستان را تغيير دهم.
بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم. اينك كه در آستانه مرگ هستم، دريافته ام كه
اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!!!"
|
مديري سوار بر بالن |
مردي در يك بالن، در حال پرواز بود كه متوجه شد گم شده است. او در حالي كه ارتفاع بالن را كم مي كرد، مردي را بر روي زمين ديد و فرياد زد: "ببخشيد، ممکن است به من كمك كنيد؟
من به دوستم قول داده بودم كه نيم ساعت پيش او را ملاقات كنم اما نمي دانم اکنون كجا هستم."
مرد روي زمين پاسخ داد: "بله. شما در يك بالن در ارتفاع حدود 10 متر از سطح زمين معلق هستيد. شما از شمال بين 40 و 42 درجه عرض جغرافيايي و از غرب
بين 58 و 60 درجه طول جغرافيايي قرار داريد."
مرد بالن سوار گفت: "شما بايد مهندس باشيد."
مرد روي زمين گفت: "بله. از كجا فهميديد؟"
مرد بالن سوار پاسخ داد: "خب، همه چيزهايي كه گفتي از نظر فني درست است، اما من نمي دانم با اطلاعاتي كه دادي چكار كنم و در حقيقت هنوز گمشده هستم."
مرد روي زمين گفت: "شما بايد مدير باشيد."
مرد بالن سوار گفت: "بله من مدير هستم، اما چطور متوجه شديد؟"
مرد روي زمين پاسخ داد: "خب، شما نمي دانيدكجا هستيد و نمي دانيدكجا مي رويد؛ قولي داده ايد اما نمي دانيد آن را چگونه عملي كنيد و انتظار داريد من مشكلتان را حل كنم.
واقعيت اين است كه شما هنوز هم در همان موقعيت پيش از برخوردمان قرار داريد اما موقعيت من تغيير کرده و اکنون به نوعي مقصر شناخته مي شوم."
|
"If you wander around the office too long, the GPS device will guide you back to your desk."
|
معماي مردان مدفون |
در تصوير مقابل، 4 مرد را که تا گردن در خاک مدفون شده اند، مي بينيد. آنها قادر به حرکت نيستند و به همين دليل فقط مي توانند مقابل خود را ببينند. مابين A و B يک ديوار آجري قرار دارد به طوري که
هيچيک از آنها نمي تواند پشت ديوار را ببيند. آنها همگي مي دانند که از 4 کلاهي که برسر آنهاست، 2 کلاه سفيد و 2 کلاه سياه است، اما هيچيک از آنها نمي داند کلاهي که بر سر دارد چه رنگي است.
براي اينکه کشته نشوند، يکي از آنها بايد رنگ کلاهِ خود را به جلاد بگويد. اگر پاسخ او اشتباه باشد، همگي کشته خواهند شد. آنها مجاز نيستند با يکديگر صحبت کنند
و 10 دقيقه فرصت دارند تا اين معما را حل نمايند. پس از 1 دقيقه يکي از آنها اعلام مي کند که پاسخ را يافته است.
او کداميک از آنهاست؟
چرا او صد درصد در مورد رنگ کلاهِ خود مطمئن است؟
اين يک سؤال انحرافي نيست. هيچ راه ارتباطي ديگري وجود ندارد. آنها توان حرکت ندارند و در يک خط مستقيم مدفون شده اند. بنابراين A و B تنها
مي توانند ديوار مقابل خود را ببينند. C مي تواند B را ببيند و D مي تواند B و C را ببيند.
|
جدول شماره 3 |
- اقدام به خريد کالا يا خدمات، از تأمين کنندگان متخصص.
- خريد.
- قواعدومحدوديتهايي که براي تحقق مقاصدي خاص، طراحي شده اند.
- تعريفي که اقلام قابل تحويل حاصل از پروژه را تعريف مي کند.
- درصد يا ميزان تکميل پروژه.
- فرآيند تعريف اهداف، منابع و عمليات لازم براي تحقق يک هدف.
|
پاسخ جدول شماره 2
|