استاندارد مديريت ريسک پروژه |
استاندارد AS/NZS 4360:2004 Risk Management که به طور مشترک توسط مؤسسه استانداردهاي استراليا و مؤسسه استانداردهاي زلاندنو منتشر شده است،
يک فرآيند هفت مرحله اي را براي مديريت ريسک، شامل مديريت منافع و خسارات بالقوه، ارائه مي کند.
اين استاندارد، اجزاي فرآيند مديريت ريسک را مشخص مي سازد اما بر يکسان بودن سيستم هاي مديريت ريسک تأکيد ندارد. اين استاندارد به طور عام و مستقل از هر صنعت يا بخش اقتصادي خاص، طراحي گرديده است.
رويکرد اين استاندارد توسط دولت استراليا، UK National Health Service و شرکت هاي بزرگ ملي، پذيرفته شده است.
|
کنترل فروش کالا يا خدمات |
براي پايش فرآيند فروش، مي توانيد از استعاره يک "قيف" استفاده کنيد. در قسمت بالاي قيف، مشتريان بالقوه زيادي وجود دارند
که تصور مي کنيد ممکن است به کالا يا خدمات شما نياز داشته باشند اما هرگز با آنها صحبت نکرده ايد. در انتهاي قيف، مشترياني قرار دارند که کالا ياخدمات شما را دريافت و بهاي آن را پرداخت مي نمايند.
علت استفاده از استعاره "قيف" آن است که در هر مرحله از فرآيند فروش، تعداد مشتريان بالقوه کاهش مي يابد؛ مثلاً ممکن است برخي از آنها در حال حاضر
مشتري تأمين کننده اي ديگر باشند، عده اي ديگر ممکن است نيازهايي داشته باشند که رقباي شما بهتر بتوانند آن نيازها را برآورده سازند،
گروه ديگر ممکن است علاقه مند به کالا يا خدمات شما باشند ولي منابع مالي کافي براي خريد آن را در اختيار نداشته باشند. استفاده از ايده "قيف فروش" به شما
کمک مي کند تا مراحل فرآيند فروش و کاهش تعداد مشتريان مورد انتظار در هر مرحله را به خوبي بررسي و تجزيه و تحليل نموده، علل از دست دادن مشتري در هر مرحله را بيابيد.
سپس با اتخاذ تدابير لازم، نسبت به برطرف نمودن آنها اقدام کنيد. نمونه اي از "قيف فروش" همراه با مراحل فرآيند فروش و تعداد مشتريان مورد انتظار در هر مرحله، در شکل نشان داده شده است.
|
موانع رشد و موفقيت سازمان |
گاهي اوقات با آنکه سازمان شما سازماني موفق است، مي دانيد که مي توانستيد موفقيت بيشتري کسب کنيد و رهبران سازمان شما مي توانستند مؤثرتر باشند.
در چنين مواردي ممکن است در سازمان شما مسائل و مشکلاتي وجود داشته باشد که عمده ترين آنها به شرح زير است:
- مشکل پرداخت دستمزد و نگه داشتن کارکنان کليدي
- نياز به رهبري قوي تر و مؤثرتر
- وابستگي زياد سازمان به يکي از کارکنان کليدي
- کاهش کارآيي يکي از کارکنان يا بخش هاي کليدي سازمان
- فقدان اهداف و استراتژي هاي شفاف جهت رشد آتي سازمان
- رشد سريع (که سازمان را تحت فشار قرار مي دهد و آينده سازمان را به مخاطره مي اندازد)
|
مديريت ريسک پروژه |
در هر پروژه ريسک هايي وجود دارد که تهديداتي در جهت شکست پروژه به شمار مي آيند. مديريت ريسک پروژه، در وهله اول شامل شناسايي ريسک هايي است که پروژه را تحت تأثير قرار مي دهند.
اين ريسک ها ممکن است مواردي باشند همچون:
- اتکا به يک تکنولوژي جديد و ناآزموده
- موکول بودن سرمايه هاي پروژه به سودهاي آينده
- بي تجربه بودن اعضاي تيم پروژه
- ورود ديرهنگام تجهيزات تخصصي به پروژه
شما همه چيز را نمي دانيد، بنابراين بهتر است در فرآيند شناسايي ريسک، حداکثر افراد ممکن را به همکاري دعوت نماييد.
سپس ريسک ها را تجزيه و تحليل کنيد. تجزي و تحليل ريسک مي تواند به شکل هاي مختلف انجام شود اما معمولاً نيازمند پاسخگويي به پرسش هاي زير است:
- احتمال وقوع واقعه ريسک چقدر است؟
- اگر واقعه ريسک به وقوع بپيوندد، چه تأثيري بر پروژه خواهد داشت؟
- اگر واقعه ريسک اتفاق بيفتد، چه اقداماتي مي توان انجام داد تا تأثير آن را بر پروژه به حداقل رساند؟
پاسخ به پرسش سوم، استراتژي کاهش ريسک شما را براي هر واقعه ريسک مشخص مي سازد. سپس بايد در مورد اينکه چه کسي و تا چه زماني اجراي هر يک از اين استراتژي ها را عهده دار شود، تصميم بگيريد.
فراموش نکنيد که ريسک ها را به طور پيوسته در طي مدت پروژه، مورد بررسي و بازنگري قرار دهيد، زيرا ممکن است برخي از ريسک ها برطرف شوند و ريسک هاي جديدي بروز نمايند. توصيه مي شود
ريسک هاي پروژه را در جايي ثبت کنيد تا اعضاي تيم پروژه بتوانند با مراجعه به آن از وضعيت جاري ريسک هاي پروژه آگاه شوند.
|