گربه وکاسه عتيقه |
عتيقه فروشي در روستايي به منزل رعيتي ساده وارد شد و ديد آن رعيت، كاسه اي نفيس و قديمي دارد كه در گوشه اي افتاده و گربه او در آن آب مي خورد.
عقيقه فروش با خود فکر کرد که اگر قيمت كاسه را بپرسد رعيت متوجه ارزش آن خواهد شد و قيمتي گران بر آن خواهد نهاد؛ لذا از او پرسيد: "عموجان چه گربه قشنگي داري، آيا حاضري آن را به من بفروشي؟".
رعيت پاسخ داد: "چند مي خري؟".
عتيقه فروش گفت: "يك درهم".
رعيت گربه را گرفت و به دست عتيقه فروش داد و گفت: "خيرش را ببيني".
عتيقه فروش پيش از خروج از خانه با خونسردي به رعيت گفت: "عموجان اين گربه ممكن است در راه تشنه اش شود، بهتر است كاسه آبش را هم به من بفروشي".
رعيت پاسخ داد: "قربان من تا به حال به وسيله اين کاسه پنج گربه فروخته ام؛ كاسه، فروشي نيست!".
|
معماي شماره 2 چوب کبريت ها |

چوب کبريت هايي که در تصوير مشاهده مي شوند، سر يک پيکان رو به بالا را نشان مي دهند. 3 عدد از چوب کبريت ها را جابجا کنيد تا جهت پيکان، رو به پايين شود.
|
پاسخ معماي شماره 1 چوب کبريت ها
|
حذف کاغذ |
سازمان دستخوش تحول اداري شده بود اما بالاترين مقام آن همچنان ديدگاه سنتي داشت. تصميم گرفته شد با راه اندازي اتوماسيون اداري مصرف كاغذ به طور کامل
از مجموعه حذف شود. در پي اين تصميم، مقرر شد بخش اعظمي از اسناد غيرضروري مربوط به سال هاي گذشته امحا شود. در اين رابطه، مكاتبات عديدهاي از سوي كارشناسان امر و رؤساي واحدها انجام گرفت
و در آخر، لازم بود كه بالاترين مقام سازمان مجوز امحا را صادر كند. او نوشت: "امحاء اسناد پس از تهيه و نگهداري 2 نسخه کپي از هر كدام بلامانع است."
(منبع: سايت راهکار مديريت)
|
جدول شماره 5 |
- تفاوت مابين زمان در دسترس براي انجام يک فعاليت با زمان موردنياز جهت تکميل آن.
- فاصله زمانيي که در طي آن نيروي کار، تجهيزات يا هر دو هيچ کار مفيدي انجام نمي دهند.
- شرايط خارج از استاندارد.
- اطلاعات يا داده هاي استخراج شده از يک فرآيند يا وضعيت و استفاده از آن در کنترل يا برنامه ريزي يا اصلاح اقدامات يا تصميمات آينده در ارتباط با آن فرآيند يا وضعيت.
- فرآيند انتقال مسئوليت تمام يا بخشي از يک پروژه يا اقلام قابل تحويل آن که معمولاً در پايان پروژه يا در پايان يک بخش عمده پروژه انجام مي شود.
- فعاليتي که از به هم پيوستن يا خلاصه شدن چند فعاليت سطح پايين تر حاصل مي شود.
|
پاسخ جدول شماره 4
|

"Mr. Corley can't see anyone until he's finished his paperwork."
|